با تو عمری شد که لاف دوستداری میزنم
با تو عمری شد که لاف دوستداری میزنم لاجرم اکنون ز هجرانت به کام دشمنم غنچهوار از دست دل خواهم گریبان چاک زد چند سوزم…
با روی تو از سمن که گوید؟
با روی تو از سمن که گوید؟ با کوی تو از چمن که گوید؟ جایی که تو زلف و رخ نمائی از سنبل و نسترن…
با طره تو سنبل شوریدهحال چیست؟
با طره تو سنبل شوریدهحال چیست؟ جاییکه ابروی تو نماید، هلال چیست؟ تا بر درت طریق گدایی گرفتهام دانستهام که سلطنت بیزوال چیست حالا بوصل…
باده گلرنگست و ساقی یار و نوروزی چنین
باده گلرنگست و ساقی یار و نوروزی چنین دیده روشن کن بروی مجلس افروزی چنین دوست با ما در مقام خشم و دنبالش رقیب یار…
باز آی، که دل بی تو سر خویش ندارد
باز آی، که دل بی تو سر خویش ندارد بیمار تو از جان رمقی بیش ندارد از داغ تو ذوقی نبرد عاشق بیدرد مرهم چکند…
بازم خدنگ غمزه زنی بر دل آمده است
بازم خدنگ غمزه زنی بر دل آمده است بازم ز عشق واقعه ای مشکل آمده است بر دیگران کشیده خدنگ جفای خویش این نکته ام…
باز این سر بی سامان، سودای کسی دارد
باز این سر بی سامان، سودای کسی دارد باز این دل هرجایی، جایی هوسی دارد از کنج غمش دیگر، در باغ مخوان دل را کان…
باغ را باز مگر مژده گلریز آمد
باغ را باز مگر مژده گلریز آمد که نسیم سحر از طرف چمن تیز آمد توتیا رنگ غباری ز رهش پیدا شد که صبا مشک…
باغ را چون گل رعنا ز سفر باز آید
باغ را چون گل رعنا ز سفر باز آید عالمی را هوس رفته ز سر باز آید گفتمش: عاقبت از مهر تو باز آرم دل…
بتان که شیوه جور و ستیز میجویند
بتان که شیوه جور و ستیز میجویند ز بهر کشتن ما تیغ تیز میجویند دلی که میشود از درد عشق سرگردان در آن دو سلسله…





