آن گروهی که ز جان و دل ما خوبترند
آن گروهی که ز جان و دل ما خوبترند آن گروهند که پرورده خون جگرند شوخ چشمند و سیه طرّه و سیمین اندام بلکه با…
آنچه در مدرسه آموختم ایامی چند
آنچه در مدرسه آموختم ایامی چند دوش در میکده دادم عوض جامی چند بوالهوس خویشتن از حلقه عشاق تو خواند ننگ را بین، که در…
ای آفتاب از مه رویت در التهاب
ای آفتاب از مه رویت در التهاب آیینه تو ساخته، خاکستر آفتاب ما بی حجاب، روی تو دیدیم و عاشقیم اندر میان ما و تو،…
ای بوستان لاله رویت بهار من
ای بوستان لاله رویت بهار من بندد نگار از تو بهار ای نگار من بر من خزان بهشت ز اردیبهشت شد تا صفحه نگار تو…
ای بی وفا که عمری سازیم با جفایت
ای بی وفا که عمری سازیم با جفایت با ما سری نداری بازیم سر به پایت بس خون که در دل افتاد از بوی باده…
ای پناه هر فقیر و هر اسیر
ای پناه هر فقیر و هر اسیر من ز پا افتادهام دستم بگیر نه همین زنجیر ما زلف تو شد هر خمش زندان جان صد…
ای چرخ زمین آستانت
ای چرخ زمین آستانت خورشید، غلام پاسبانت سام آمده صیدی از کمندت رستم شده زالی از کمانت کاووس ملازم رکابت گرشاسب، پیاده عنانت کیخسرو، چون…
ای چشمه خورشید تو، آسایش جانم
ای چشمه خورشید تو، آسایش جانم اندوه غمت، خوب تر از عیش جهانم جسمی که از او روح جدا گشته چسان است ای راحت جان،…
ای خوش آن دیده، که از اشک نگاری دارد
ای خوش آن دیده، که از اشک نگاری دارد خوش تر آن دیده، که با روی تو کاری دارد هر نفس می شود آشفته ز…
ای ذره های کوی تو خورشید منظران
ای ذره های کوی تو خورشید منظران با طرّه تو جان و دل خلق توامان صد بار بیش سوخته دلهای چون کباب تا داده آب…





