هرگه که دل خسته در آن می کوشد

هرگه که دل خسته در آن می کوشد کز ساغر چشمم، می لعلت نوشد عناب لبت، مردمک چشم مرا گوید: مگرت هنوز خون می جوشد؟

Continue Reading...

آن ماه که پرورده ی مهر اویم

آن ماه که پرورده ی مهر اویم دی گفت غزل مگو که من می گویم گفتم چو حدیث زلف و خال تو رود دانی که…

Continue Reading...

ای از پی دیدار تو ام در سر چشم

ای از پی دیدار تو ام در سر چشم با مهر رخ تست مرا در خور چشم از دل نگرم در تو، نه از دیده…

Continue Reading...

ای از گل دولت تو شاهی بوئی

ای از گل دولت تو شاهی بوئی از بند جهان برغم هر بد گوئی چون سوسن ده زبان بمدحت کوشم چون بید زبانی کنم از…

Continue Reading...

ای دل غم این جهان بیهوده مخور

ای دل غم این جهان بیهوده مخور بیهوده نه‌ای غمان بیهوده مخور چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید خوش باش و غم جهان بیهوده…

Continue Reading...

ای رفته و برگزیده بر ما دگران

ای رفته و برگزیده بر ما دگران من مستحق وصل توام یا دگران انصاف بده رواست در مذهب عشق دل با تو و من بی…

Continue Reading...

ای دوست من از هیچ مشوش گردم

ای دوست من از هیچ مشوش گردم وز نیمه ی نیم ذره در خوش گردم؟ از آب لطیفتر مزاجی دارم دریاب مرا و گرنه ناخوش…

Continue Reading...

ای برده خیال تو مرا خواب ز چشم

ای برده خیال تو مرا خواب ز چشم هجران توام گشوده سیلاب ز چشم در فرقت تو یکنفسم خالی نیست خاک از سر و آتش…

Continue Reading...

ای زلف و رخت چو ظلمت و نور بهم

ای زلف و رخت چو ظلمت و نور بهم یا همچو، صبا و شب دیجور بهم ماننده آفتاب و حربا شب و روز تا کی…

Continue Reading...

ای فیض صحاب کرمت آواری

ای فیض صحاب کرمت آواری آب رخ ملک و سایه ی دا داری لطفی باشد دم بدم از آنکه مرا در بندگی شاه جهان بین…

Continue Reading...