در چنگ غم تو دل سرودی

در چنگ غم تو دل سرودی نکند پیش تو فغان و ناله سودی نکند نالیم به ناله‌ای که آگه نشوی سوزیم به آتشی که دودی…

Continue Reading...

در خدمت تو چو صرف شد عمر

در خدمت تو چو صرف شد عمر دراز گفتم که مگر با تو شوم محرم راز کی دانستم که بعد چندین تک و تاز در…

Continue Reading...

در خواب جمال یار خود

در خواب جمال یار خود میدیدم وز باغ وصال او گلی می‌چیدم مرغ سحری زخواب بیدارم کرد ای کاش که بیدار نمی‌گردیدم “ابوسعید ابوالخیر رح”

Continue Reading...

در درد شکی نیست که

در درد شکی نیست که درمانی هست با عشق یقینست که جانانی هست احوال جهان چو دم به دم میگردد شک نیست در این که…

Continue Reading...

در درویشی هیچ کم و بیش

در درویشی هیچ کم و بیش مدان یک موی تو در تصرف خویش مدان و آنرا که بود روی به دنیا و به دین در…

Continue Reading...

در درگه ما دوستی یک دله

در درگه ما دوستی یک دله کن هر چیز که غیرماست آنرا یله کن یک صبح به اخلاص بیا بر در ما گر کار تو…

Continue Reading...

در دل چو کجیست روی بر

در دل چو کجیست روی بر خاک چه سود چون زهر به دل رسید تریاک چه سود تو ظاهر خود به جامه آراسته‌ای دلهای پلید…

Continue Reading...

در دل دردیست از تو پنهان

در دل دردیست از تو پنهان که مپرس تنگ آمده چندان دلم از جان که مپرس با این همه حال و در چنین تنگدلی جا…

Continue Reading...

در دل همه شرک و روی بر

در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود با نفس پلید جامهٔ پاک چه سود زهرست گناه و توبه تریاک وی است چون…

Continue Reading...

در دوزخم ار زلف تو در

در دوزخم ار زلف تو در چنگ آید از حال بهشتیان مرا ننگ آید ور بی تو به صحرای بهشتم خوانند صحرای بهشت بر دلم…

Continue Reading...