ای روی تو مهر عالم آرای
ای روی تو مهر عالم آرای همه وصل تو شب و روز تمنای همه گر با دگران به ز منی وای بمن ور با همه…
ای زاهد و عابد از تو در
ای زاهد و عابد از تو در ناله و آه نزدیک تو و دور ترا حال تباه کس نیست که از دست غمت جان ببرد…
ای زلف مسلسلت بلای دل من
ای زلف مسلسلت بلای دل من وی لعل لبت گره گشای دل من من دل ندهم به کس برای دل تو تو دل به کسی…
ای سبزی سبزهٔ بهاران از
ای سبزی سبزهٔ بهاران از تو وی سرخی روی گلعذاران از تو آه دل و اشک بی قراران از تو فریاد که باد از تو…
ای شعلهٔ طور طور پر نور
ای شعلهٔ طور طور پر نور از تو وی مست به نیم جرعه منصور از تو هر شی جهان جهان منشور از تو من از…
ای شاه ولایت دو عالم
ای شاه ولایت دو عالم مددی بر عجز و پریشانی حالم مددی ای شیر خدا زود به فریادم رس جز حضرت تو پیش که نالم…
ای سر تو در سینه هر محرم
ای سر تو در سینه هر محرم راز پیوسته در رحمت تو بر همه باز هر کس که به درگاه تو آورد نیاز محروم ز…
ای شمع چو ابر گریه و
ای شمع چو ابر گریه و زاری کن وی آه جگر سوز سپهداری کن چون بهرهٔ وصل او نداری ای دل دندان بجگر نه و…
ای شمع دلم قامت سنجیدهٔ
ای شمع دلم قامت سنجیدهٔ تو وصل تو حیوت این ستمدیدهٔ تو چون آینه پر شد دلم از عکس رخت سویت نگرم ولیک از دیدهٔ…
ای شمع نمونهای زسوزم
ای شمع نمونهای زسوزم داری خاموشی و مردن رموزم داری داری خبر از سوز شب هجرانم آیا چه خبر ز سوز روزم داری “ابوسعید ابوالخیر…





