کوی میفروش
کوی میفروش ما نظر از خرقهپوشان بستهایم دل به مهر بادهنوشان بستهایم جان به کوی میْفروشان دادهایم در به روی خودفروشان بستهایم بحر طوفانزا دل…
کیان اندوه
کیان اندوه نی افسردهای هنگام گل روید ز خاک من که برخیزد از آن نی نالههای دردناک من مزار من اگر فردوس شادیآفرین باشد به…
گریزان
گریزان چرا چو شادی از این انجمن گریزانی ؟ چو طاقت از دل بیتاب من گریزانی ؟ ز دیدهای که بود پاکتر ز شبنم صبح…
گوهر تابناک
گوهر تابناک زبون خلق ز خلق نکوی خویشتنم چو غنچه تنگدل از رنگ و بوی خویشتنم به عیب من چه گشاید زبان طعنه حسود که…
لبخند صبحدم
لبخند صبحدم گر شود آن روی روشن جلوهگر هنگام صبح پیش رخسارت کسی بر لب نیارد نام صبح از بناگوش تو و زلف توام آمد…
گلبانگ رود
گلبانگ رود نوای آسمانی آید از گلبانگ رود امشب بیا ساقی که رفت از دل غم بود و نبود امشب فراز چرخ نیلی ناله مستانهای…
گیسوی شب
گیسوی شب شب این سر گیسوی ندارد که تو داری آغوش گل این بوی ندارد که تو داری نرگس که فریبد دل صاحبنظران را این…
ماجرای اشک
ماجرای اشک تابد فروغ مهر و مه از قطرههای اشک باران صبحگاه ندارد صفای اشک گوهر به تابناکی و پاکی چو اشک نیست روشندلی کجاست…
ماجرای نیمشب
ماجرای نیمشب یافتم روشندلی از گریههای نیمشب خاطری چون صبح دارم از صفای نیمشب شاهد معنی که دل سر گشته از سودای اوست جلوه بر…
مردمفریب
مردمفریب شب یار من تب است و غم سینهسوز هم تنها نه شب در آتشم ای گل که روز هم ای اشک همتی که به…





