دو اسپه پیک نظر می دوانم از چپ و راست
دو اسپه پیک نظر می دوانم از چپ و راست به جست و جوی نگاری که نور دیده ماست ترا که جز رخ تو، در…
دو چشمت آفت دلهاست هر یک
دو چشمت آفت دلهاست هر یک دو زلفت عقد مشکلهاست هر یک شکنهای سر زلف کج تست فرامشخانه دلهاست هر یک نشیمنها که بر خاک…
دو چشمت که تیر بلا می زند
دو چشمت که تیر بلا می زند چنان تیر بهر چرا می زند؟ کمان جانب دیگری می کشد ولی تیر بر جان ما می زند…
دو رخ بنمای و بازار کواکب بشکن از هر دو
دو رخ بنمای و بازار کواکب بشکن از هر دو که گردد تافته خورشید و ماهت روشن از هر دو ببندند ار کمر نیشکر و…
دو زلف تو که سر اندر زمین رسانیدهست
دو زلف تو که سر اندر زمین رسانیدهست به لاله بوی گل و یاسمین رسانیدهست دهان تست چنان تنگ یا کسی بر موم نشان حلقه…
دوش آتش زدی و گریه مرا یاری داد
دوش آتش زدی و گریه مرا یاری داد ناله من همه کو را شغب و زاری داد چشم دارم که به خواب اجلم خسپاند خاک…
دوستان در ره دل سنگ گران است تنم
دوستان در ره دل سنگ گران است تنم چه کنم تا ز ره این سنگ به یک سو فگنم؟ گل باغ فلکم، آمده بر گلشن…
دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد داد
دوش بوی گل مرا از آشنایی یاد داد جان گریبان پاره کرد و خویش را بر باد داد ترسم از پرده برون افتم چو گل،…
دوش در آمد از درم تازه چو باد صبحگه
دوش در آمد از درم تازه چو باد صبحگه مشک فشانده بر قبا غالیه سوده بر کله بس که دو دیده سیه بر کف پای…
دوش در خواب مرا بابت خودکاری بود
دوش در خواب مرا بابت خودکاری بود بت پرستی را در خدمت بت یاری بود کفر زلفش به رگ و پوست چنانم در رفت که…





