دل و جان مرا زاندازه و بگذشت آرزوی تو
دل و جان مرا زاندازه و بگذشت آرزوی تو بباید خون من تا جان کنم قربان خوی تو دلم بستی چو در زلف درازش آن…
دلا، با غمزه خوبان چه بازی؟
دلا، با غمزه خوبان چه بازی؟ بگو با تیغ خون افشان چه بازی؟ مرا گویی که با من بازیی کن کنم، جانا، ولی با جان…
دلا، آن ترک را دیدی، کنون سامان کجا بینی؟
دلا، آن ترک را دیدی، کنون سامان کجا بینی؟ نمی گفتم درو منگر که خود را مبتلا بینی به خیل آن سواری لشکر دلهای مشتاقان…
دلبر من دوش که مهمان رسید
دلبر من دوش که مهمان رسید در شب هجرم مه تابان رسید ذره نم از چشمه خورشید یافت مورچه را ملک سلیمان رسید سایه صفت…
دلبرا، در جان نشین، فی العین هم
دلبرا، در جان نشین، فی العین هم ای ز تو شادی به جان، فی القلب هم گریه خون بین و می کن پرسشی چون نماند،…
دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترا
دلبرا، عمریست تا من دوست می دارم ترا در غمت می سوزم و گفتن نمی یارم ترا وای بر من کز غمت می میرم و…
دلبرم بی وفاست، چتوان کرد
دلبرم بی وفاست، چتوان کرد میل او با جفاست، چتوان کرد چون دل پادشاه کشور حسن فارغ از هر گداست، چتوان کرد ماجراها میان حسن…
دلبران مهر نمایند و وفا نیز کنند
دلبران مهر نمایند و وفا نیز کنند دل بر آن مهر نبندی که جفا نیز کنند چند گویند که گه گه به دلش می گذری…
دلت هر لحظه میگردد کجا روی وفا روید؟
دلت هر لحظه میگردد کجا روی وفا روید؟ غلط خود میکنم، در سنگ غلتان کی گیا روید؟ ز بس دلها که در کویت فرو شد،…
دلدار مرا بهره به جز غم نفرستاد
دلدار مرا بهره به جز غم نفرستاد بر درد دل سوخته مرهم نفرستاد چندین شب غم رفت که مهتاب جمالش نوری به سوی زاویه غم…





