خویش را در کوی بی خویشی فگن

خویش را در کوی بی خویشی فگن تا ببینی خویش را بی خویشتن جرعه ای بر خاک میخواران فشان آتشی در جان هشیاران فگن هر…

Continue Reading...

خیالت بر دل خود شاه سازم

خیالت بر دل خود شاه سازم ز بهرش دیده منزلگاه سازم همه جانها کنم چاک ار توانم که از بهر سمندت راه سازم چو دل…

Continue Reading...

خیالی کرده‌ام وین از خیال خود نمی‌دانی

خیالی کرده‌ام وین از خیال خود نمی‌دانی ز ابرو پرس اگر جور هلال خود نمی‌دانی نهادی سنبله بر مشتری و می‌کشی خلقی منت آگه کنم…

Continue Reading...

خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم

خیز، ای به دل نشسته که بیدل نشسته ایم مگسل ز ما که بهر تو از خود گسسته ایم آه، ار به روی تو نگشاییم…

Continue Reading...

خیز تا باده در پیاله کنیم

خیز تا باده در پیاله کنیم گل درون قدح چو لاله کنیم با می جان فزا و نغمه چنگ تا به کی خون خوریم وناله…

Continue Reading...

خیزد چو از خواب آن پسر تا کس نشوید روی او

خیزد چو از خواب آن پسر تا کس نشوید روی او کاندر خمارم خوش کشد آن نرگس جادوی او زینگونه کز این دیده ام خون…

Continue Reading...

خیز که جلوه می کند چهره دلگشای گل

خیز که جلوه می کند چهره دلگشای گل عالم بیخودی خوش است خاصه که در هوای گل نافه گشای بوستان سکه به نام گل زده…

Continue Reading...

خیمه نوروز بر صحرا زدند

خیمه نوروز بر صحرا زدند چار طاق لعل بر خارا زدند لاله را بنگر که گویی عرشیان کرسی از یاقوت بر مینا زدند کارداران بهار…

Continue Reading...

داد خواهم، اگر بخواهی داد

داد خواهم، اگر بخواهی داد خواهم از آه صبحگاهی داد جورکم کن، چو آرزوی ترا بر دل من خدای شاهی داد خط تو از برای…

Continue Reading...

داد من آن بت طراز نداد

داد من آن بت طراز نداد پاسخی نیز دلنواز نداد خواب ما را ببست و باز نکرد دل ما را ببرد و باز نداد به…

Continue Reading...