خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار
خوش بود باده گلرنگ در ایام بهار خاصه در سایه گلهای تر اندام بهار عاشق زار بهار است نهانی سوسن لیک از شرم نیارد به…
خوش خلعتی ست جسم، ولی استوار نیست
خوش خلعتی ست جسم، ولی استوار نیست خوش حالتی ست عمر ولی پایدار نیست خوش منزلی ست عرصه روی زمین، دریغ کانجا مجال عیش و…
خوش رفیقی او که گه گه در نظر می آیدش
خوش رفیقی او که گه گه در نظر می آیدش لیک حیرانم که دل بر جای چون می بایدش زلف بر بالین و او در…
خوشم کاب دو چشم من همه روی زمین گیرد
خوشم کاب دو چشم من همه روی زمین گیرد مبادا گرد غیری دامن آن نازنین گیرد ز تیر غمزه اش خود را نگه داری، چو…
خوشم کردی به دشنامی توقع بیش میباشد
خوشم کردی به دشنامی توقع بیش میباشد به حق آن که در ذکرت زبانم ریش میباشد به بازی گوییام گهگه که سویم باز کن چشمی…
خونخوار چشم تو که ره مرد و زن زده ست
خونخوار چشم تو که ره مرد و زن زده ست هر شب به خوابگاه من ممتحن زده ست من خاک راه بوسم و از خود…
خون گریم ار چه از ستم بیکران تو
خون گریم ار چه از ستم بیکران تو هم خاک روبم از مژه بر آستان تو بسیار آبگینه دلها شکسته ای زین جرم سنگ شد…
خونی ز چشمم می رود، در انتظار کیست این؟
خونی ز چشمم می رود، در انتظار کیست این؟ تیری به جانم می نهد، از خارخار کیست این؟ دل کز بتان بوالهوس آورده بودم باز…
خیال دوست به چشم من اندر آمد باز
خیال دوست به چشم من اندر آمد باز هوای عشق دگر باره در سر آمد باز کشیده غمزه او لشکر و ولایت صبر خراب کرد…
خیال روی تو چون در ناب در نظر است
خیال روی تو چون در ناب در نظر است ز اشک دمبدمم صد حباب در نظر است چو مست روی تو من، روی مهوشان چه…





