خطاب طلعت تو نامه زمین کردند

خطاب طلعت تو نامه زمین کردند فرشتگان همه بر رویت آفرین کردند به زیر هر خم مویی برای کشتن خلق هزار فتنه چو دزدان شب…

Continue Reading...

خطی از لعل جانان می برآید

خطی از لعل جانان می برآید که دود از روزن جان می برآید سر زلفش بنفشه دسته بسته ز اطراف گلستان می برآید برآمد ماه…

Continue Reading...

خطی که قرین حال باشد

خطی که قرین حال باشد شک نیست که بی مثال باشد سروی که به قامت تو ماند در قامت اعتدال باشد آندم که تو شرح…

Continue Reading...

خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد

خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد بنفشه نسخه آن بر بهار بنویسد نسیم باد صبا شرح آن خط ریحان به مشک بر ورق لاله…

Continue Reading...

خلقی همه در شهر و مرا جا به دگر سو

خلقی همه در شهر و مرا جا به دگر سو هر کس به رهی و من تنها به دگر سو بینم چو به راهش بدوم،…

Continue Reading...

خلق به هر کار و من برسر سودای خویش

خلق به هر کار و من برسر سودای خویش در هوسی هر کسی من به تمنای خویش گوید همسایه ام هر شبت، این ناله چیست؟…

Continue Reading...

خم آن طره دلبند کشم

خم آن طره دلبند کشم غم آن لعل شکر خند کشم زلف تو هر سر مویی نازی ست آخر این ناز تو تا چند کشم…

Continue Reading...

خم زلف تو که زنجیر جنون می خوانند

خم زلف تو که زنجیر جنون می خوانند ای خوش آن طایفه کاین سلسله می جنبانند ای صبا، نرم تری روب غبار زلفش که دران…

Continue Reading...

خم تهی گشت و هنوزم جان ز می سیراب نیست

خم تهی گشت و هنوزم جان ز می سیراب نیست خون تو هست آخر، ای دل، گر شراب ناب نیست ناله زنجیر مجنون ارغنون عاشقانست…

Continue Reading...

خمار و خواب و چشم کافرش بین

خمار و خواب و چشم کافرش بین شکنج و پیچش زلف ترش بین دل پاکان و جان پارسایان هلاک غمزه های ساحرش بین چو غوغای…

Continue Reading...