چه اقبال است این یا رب که دولت داده رو ما را
چه اقبال است این یا رب که دولت داده رو ما را که در کوی فراموشان گذر شد یار زیبا را کمربند من آمد نزد…
چه بلاست از دو چشمت نظر نیاز کردن
چه بلاست از دو چشمت نظر نیاز کردن مژه را گشاد دادن، در فتنه باز کردن چو کمال صنع بی چون ز جمال تست پیدا…
چه پنداری که من از عاشقی بیگانه خواهم شد
چه پنداری که من از عاشقی بیگانه خواهم شد ز رسوایی، اگر چه در جهان افسانه خواهم شد رسید آن آدمی رو باز و آمد…
چه پوشی پرده بر رویی که آن پنهان نمیماند
چه پوشی پرده بر رویی که آن پنهان نمیماند وگر در پرده میداری، کسی را جان نمیماند من درویش رسوای جهان گشتم بحمدالله چه شبهه،…
چه تیر بود که چشم تو ناگهان انداخت؟
چه تیر بود که چشم تو ناگهان انداخت؟ که بر نشانه دلهای عاشقان انداخت شمایل قد رعنا و طبع موزونت هزار فتنه و آشوب در…
چه خوش است از جگر سوخته بویی که زند
چه خوش است از جگر سوخته بویی که زند در فلکها فگند رخنه ز مویی که زند سر سربازی و یا صاحب حالی باشد زلف…
چه خوش صبحی دمید امشب مرا از روی یار خود
چه خوش صبحی دمید امشب مرا از روی یار خود گلستان حیاتم تازه گشت از نوبهار خود بحمدالله که کشت بخت بر داد و نشد…
چه شد کان سرو سیماندام سوی من نمیآید
چه شد کان سرو سیماندام سوی من نمیآید دلم پژمرده شد بویی از آن گلشن نمیآید کدامین کس ره من زد که در ره شد…
چه داغهاست که بر سینه فگارم نیست
چه داغهاست که بر سینه فگارم نیست چه دردهاست که بر جان بی قرارم نیست دلم ز کوشش خون گشت و کام دل نرسید چه…
چه شد که یار بر آهنگ کین برون آمد؟
چه شد که یار بر آهنگ کین برون آمد؟ به خون کیست که آن نازنین برون آمد؟ خدای مهر مسلمانیش کند روزی که باز کافر…





