جانا، گذری به بوستان کن

جانا، گذری به بوستان کن باده خور و رخ چو ارغوان کن جان ها که گرانست نرخ ایشان یک بار بخند و رایگان کن از…

Continue Reading...

جانم از آرام رفت، آرام جان من کجا

جانم از آرام رفت، آرام جان من کجا هجرم نشان فتنه شد، فتنه نشان من کجا آمد بهار مشک دم، سنبل دمید و لاله هم…

Continue Reading...

جانم برون آمد ز غم، آخر به جانان کی رسم؟

جانم برون آمد ز غم، آخر به جانان کی رسم؟ عقلم نماند و هوش هم، بر نازنینان کی رسم؟ من عاشق و رسوا چنین، خلقی…

Continue Reading...

جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر

جانی، ندانم این چنین با زندگانی، ای پسر کز خوبرویان جهان با کس نمانی، ای پسر دل می برد رفتار تو، خون می کند گفتار…

Continue Reading...

جانم فدای قامتی کافاق را حیران کند

جانم فدای قامتی کافاق را حیران کند از ناز چون گردد روان، رو در میان جان کند گر جور و گر رحمت کند من راضیم…

Continue Reading...

جایی گذرت، ای بت چالاک، نیفتد

جایی گذرت، ای بت چالاک، نیفتد کز هر طرفی در جگری چاک نیفتد در عرصه بستان جهان، سرو قباپوش خیزد بسی، اما چو تو چالاک…

Continue Reading...

جز صورت تو ماه سما را چه توان گفت

جز صورت تو ماه سما را چه توان گفت جز طره تو دام بلا را چه توان گفت آن روی که داده ست خدایت صفت…

Continue Reading...

جفا کز وی برین جان زبون رفت

جفا کز وی برین جان زبون رفت نگویم، گر چه از گفتن فزون رفت هم اول روز کامد پیش چشمم ز راه دیده در جانم…

Continue Reading...

جفا کن بو که این دل بازگردد

جفا کن بو که این دل بازگردد دمی با جان من دمساز گردد به رعنایی چنین مخرام و مستیز که شهری نیم کشت ناز گردد…

Continue Reading...

جمال دوست مرا تا به چشم دیده شده ست

جمال دوست مرا تا به چشم دیده شده ست خیال او به دل تنگم آرمیده شده ست ز زلف پرده در او که پرده پوش…

Continue Reading...