توانم از همه خوبان نظر بگردانم

توانم از همه خوبان نظر بگردانم مجال نیست کزان خوش پسر بگردانم خوش آن زمان که به بویش نهفته می نگرم چو سوی من نگرد،…

Continue Reading...

توبه دیرینه را می بشکنم

توبه دیرینه را می بشکنم ساقیا، در ده شراب روشنم ساقیم، گر چون تو بت رویی بود توبه چبود، مهر ایمان بشکنم وقتی آید عاشق…

Continue Reading...

تویی در پیش من یا خود مه و پروین نمی دانم

تویی در پیش من یا خود مه و پروین نمی دانم شب قدر من است امشب که قدر این نمی دانم روی در باغ و…

Continue Reading...

تیر کدامین بلاست کان به کمان تو نیست

تیر کدامین بلاست کان به کمان تو نیست دست کدامین دل است کان به عنان تو نیست وجه همه نیکوان از دل ما راجع است…

Continue Reading...

تیغ برکش که تا ز سر برهیم

تیغ برکش که تا ز سر برهیم تیر بگشای کز نظر برهیم آشکارا مکش که تا باری هم ز سر هم، ز درد سر برهیم…

Continue Reading...

جان به فدات می کنم، بو که از آن من شوی

جان به فدات می کنم، بو که از آن من شوی مرده تنی من ببین، کوش کز آن من شوی شد به بقین دیگران ماه…

Continue Reading...

جان بر لب است عاشق بخت آزمای را

جان بر لب است عاشق بخت آزمای را دستورییی به خنده لب جانفزای را خون مرا بریز و زخونابه وا رهان خیریست، این بکن ز…

Continue Reading...

جان به خاموشی برآمد بی زبانی چند را

جان به خاموشی برآمد بی زبانی چند را گه گهی می کن نوازش، میهمانی چند را دی چو بیرون آمدی خوی کرده رو، هر قطره…

Continue Reading...

جان بهانه طلب و شکل تو نازآلوده

جان بهانه طلب و شکل تو نازآلوده من نیم زیستنی، جان چه کنم بیهوده؟ بس که در سایه دیوار تو در فریادم ز آه من…

Continue Reading...

جان تشنگی از شربت عناب تو دارد

جان تشنگی از شربت عناب تو دارد دلبستگی از سنبل پرتاب تو دارد شبها همه بیدار بود مردم چشمم تا چشم بر آن نرگس پر…

Continue Reading...