بیدار شو، دلا، که جهان جای خواب نیست
بیدار شو، دلا، که جهان جای خواب نیست ایمن درین خرابه نشستن صواب نیست از خفتگان خواب چه پرسی که حال چیست؟ زان خواب خوش…
بیداد غم، ار دلم بگوید
بیداد غم، ار دلم بگوید در ماتم من فلک بموید اشکم چو زند بر آسمان موج در خرمن ماه خوشه روید بل کز مدد سرشک…
بیرون میا ز پرده که ما را شکیب نیست
بیرون میا ز پرده که ما را شکیب نیست اینک بلند گفتمت، از کس حجیب نیست تا پای در رکاب لطافت نهاده ای اشکم کدام…
بیکار دلی باشد کو را نبود دردی
بیکار دلی باشد کو را نبود دردی کاهل فرسی باشد کز وی نجهد گردی دردی که ز عشق آید، جانم به فدای آن خود جان…
پای ناز ارچه گهی جانب ما نگذارد
پای ناز ارچه گهی جانب ما نگذارد هم توان زیستن، ار جای به جا نگذارد این که هر بار گذارد قدم و زار کشد هم…
بیم است که سودایت دیوانه کند ما را
بیم است که سودایت دیوانه کند ما را در شهر به بدنامی افسانه کند ما را بهر تو ز عقل و دین بیگانه شدم آری…
پر زخم است و شکست زلف گرانبار تو
پر زخم است و شکست زلف گرانبار تو زانکه هزاران دل است بسته هر بار تو خط که بر آن لب کشید از سر کلک…
پرده صبرم درید غمزه دلدوز تو
پرده صبرم درید غمزه دلدوز تو زهره من آب کرد عشق جهانسوز تو من که سحر هر شبی دم نزنم تا به صبح ترسم روشن…
پرتو خورشید بین تابنده از روی قمر
پرتو خورشید بین تابنده از روی قمر شاد باش، ای روشنی روی نیکوی قمر راست چون ماه نوم کاهیده و زار و نزار کز پس…
پری رویی که من حیران اویم
پری رویی که من حیران اویم به جان آمد دل از هجران اویم رقیبا، دیدنم باری رها کن دو روزه عمر تا مهمان اویم بگفتندش،…





