بیا که بهر تو جان در بلا گرو کردم
بیا که بهر تو جان در بلا گرو کردم بتی خریدم و هر دو سرا گرو کردم تنی شکسته به خاکی فروختم بر در دلی…
بیا نظاره کن، ای دل که یار میآید
بیا نظاره کن، ای دل که یار میآید ز بهر بردن جان فگار میآید فراز مرکب ناز و سوار در عقبش هزار شیفته بیقرار میآید…
بیا، ای باغ جان، تا بنگرم سرو روان تو
بیا، ای باغ جان، تا بنگرم سرو روان تو مرا، دربان، رها کن تا بمیرد باغبان تو ز فریادم بنالد کوه و ره ندهی به…
بیا، ای دیده شهری به سویت
بیا، ای دیده شهری به سویت جهانی گم شده در جستجویت بلا و فتنه کار افزای چشمت جفا و کینه دست افزار خویت که باشد…
بیا، جانا، رضای من نگهدار
بیا، جانا، رضای من نگهدار دمی حق وفای من نگهدار رضایت بردن دل بود، دانم تو هم لختی رضای من نگهدار همه بر دیگران قسمت…
بیار ساقی و جام شراب در گردان
بیار ساقی و جام شراب در گردان خراب کرده خود را خراب تر گردان ز بهر دردکشان آبگینه حاجت نیست یکی سفال شکسته بیار و…
بیا، جانا، که جانت را بمیرم
بیا، جانا، که جانت را بمیرم وگر میرم به جان منت پذیرم خلاص من بجویید، ای رفیقان که من در قید مهر او اسیرم نظر…
بیار، ساقی، دریای بیکرانه به سویم
بیار، ساقی، دریای بیکرانه به سویم که کشته می نشود آتش جگر به سبویم طفیل خاک یکی جرعه ریز بر سر من، ریز که گرد…
بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست
بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست کز دیده و دل در پی ایشان نگران زیست گر یافت کسی از لب بی خط اثر…
بیچاره دلم خون شد در پیش خیال تو
بیچاره دلم خون شد در پیش خیال تو تا چند هنوز آخر دوری ز وصال تو عقل و دل و جان از تن، برد این…





