بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست
بیا بیا که مرا طاقت جدایی نیست رها مکن که دلم را ز غم رهایی نیست دلم ببردی و گر سر جدا کنی ز تنم…
بیا تا بی گل و صهبا نباشیم
بیا تا بی گل و صهبا نباشیم که گل باشد بسی و ما نباشیم ز گل نازک تریم و چند گاهی به جز زیر گل…
بیا ساقی که ما در می فتادیم
بیا ساقی که ما در می فتادیم به خدمت پیش میخواران ستادیم سر رندی چو گم کردیم در فسق کلاه صوفیان را کج نهادیم رها…
بیا ساقی که ایام بهار است
بیا ساقی که ایام بهار است سمن مست است و نرگس در خمار است مرو مرطوب که ایام نشاط است بده ساقی تو جامی کش…
بیا ساقی و می در ده که گل در بوستان آمد
بیا ساقی و می در ده که گل در بوستان آمد زجام لاله بلبل مست گشت و در فغان آمد شرابی خورد غنچه از هوای…
بیا شبی بر من سرخوش از شراب شده
بیا شبی بر من سرخوش از شراب شده که بهر نقل تو دارم دلی کباب شده خراب کرده همه عاقلان عالم را خصلت چو هر…
بیا کز رفتنت جانم خرابست
بیا کز رفتنت جانم خرابست دل از شور نمکدانت کبابست درنگ آمدن، ای دوست کم کن که عمر از بهر رفتن در شتابست من آیم…
بیا که بزم طرب را چمن نهاد اساس
بیا که بزم طرب را چمن نهاد اساس بیا که باد صبا گشت عیسوی انفاس بنوش باده گلگون به طرف باغ که من ز پا…
بیا که بی تو دل خسته غرق خوناب ست
بیا که بی تو دل خسته غرق خوناب ست مرا نه طاقت صبر و نه زهره خواب ست شب امید مرا روز روشنایی نیست جز…
بیا که دل بشد از انتظار آمدنت
بیا که دل بشد از انتظار آمدنت نگاه داشته ام جان نثار آمدنت ز بعد رفتن تو جان قرار کی کردی دل ار ندادی با…





