به روی چون گلت هر گه که این چشم ترم افتد
به روی چون گلت هر گه که این چشم ترم افتد همه شب تا سحر خار و خسک در بسترم افتد مرا هم چشم من…
به سر من اگر آن طرفه پسر باز آید
به سر من اگر آن طرفه پسر باز آید عمر من هر چه برفته ست ز سر باز آید زو نبودم به نظر قانع و…
به سنگی چون سگان از دور خرسندم ز دربانش
به سنگی چون سگان از دور خرسندم ز دربانش سگ آن عزت کجا دارد که بنشانند بر خوانش؟ به بازوی من گردن زده کی باشد…
به غیر جام دمادم مجوی همدم هیچ
به غیر جام دمادم مجوی همدم هیچ به جز صراحی و مطرب مخواه تو هم هیچ بیار و باده نوشین روان بنوش که هست به…
به فراغ دل زمانی نظری به ماهرویی
به فراغ دل زمانی نظری به ماهرویی به از آنکه چند شاهی، همه عمر های و هویی نه ز دست نوجوانان به چمن شدم، ولیکن…
به کوی عاشقی از عافیت نشان ندهند
به کوی عاشقی از عافیت نشان ندهند هر آن کسی که بدو این دهند، آن ندهند چو عشق جان بردت، شکر گوی، کاین دولت عطیه…
به کوی عقل مرو، گر به عشوه بردی راه
به کوی عقل مرو، گر به عشوه بردی راه وگر ز عقل گذشتی، بگوی بسم الله هزار بار به گوش دلم رسید از غیب که…
به گردت باد سردی هر دم از عشاق دیوانه
به گردت باد سردی هر دم از عشاق دیوانه پریشانی زلفت را فراهم کی کند شانه؟ بلای جان شدی و من هم اول روز دانستم…
به گل گشت چمن چون گلستان من برون آید
به گل گشت چمن چون گلستان من برون آید به همراهی او اشک روان من برون آید فغان من برون آید چو گیرم نام او،…
به ملک فتنه تا زلفش علم شد
به ملک فتنه تا زلفش علم شد ز جانها عارض او را حشم شد فرشته گر گناهی می نوشتی رخت چون دید مرفوع القلم شد…





