بر آب رخت یک گل سیراب نیاید
بر آب رخت یک گل سیراب نیاید آنچ از لبت آید ز می ناب نیاید دانم که لبت بنده نواز است، ولیکن آن به که…
بر آسمان پریوش چون ماه ما برآید
بر آسمان پریوش چون ماه ما برآید خورشید کیست باری کو بر سما برآید؟ چون در خرامش وی باران فتنه خیزد سیلاب فتنه خیزد، موج…
بر آن است جانم که ناگه برآید
بر آن است جانم که ناگه برآید چو از بهر یک دیدنت می نپاید مزن غمزه چون من ز هجران بمردم که کس تیغ بر…
بر آن رویی که نتوان می گرفتن
بر آن رویی که نتوان می گرفتن ترش بر روی ما تا کی گرفتن حلالش باد خونم آن چنان، کوست جفایت چون توان بر وی…
بر جان من شکسته دل باز
بر جان من شکسته دل باز کردی تو شراب خوردن آغاز جانا، مخور این قدح که مستی لب را بزن و به من بده باز…
بر آن لبی که شکر با حلاوتش شوراست
بر آن لبی که شکر با حلاوتش شوراست هزار ملک سلیمان بهای یک مور است یقین که صورت جانها تمام بتوان دید ازان صفا که…
بر بناگوشت بلای خط که سر بر میکند
بر بناگوشت بلای خط که سر بر میکند جزو جزو عاشق بیچاره ابتر میکند سرو کز بالای خود در سر کند باد، آن مبین آن…
بر جمالت مبتلایم، چون کنم؟
بر جمالت مبتلایم، چون کنم؟ من به عشقت برنیایم، چون کنم؟ لاف عشقت می زنم، جانا، ولی پس فقیر بینوایم، چون کنم؟ گفتی «از کویم…
بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز
بر جمالت همچنان من عاشق زارم هنوز ناله ای کز سوز عشقت داشتم دارم هنوز ای طبیب مهربان، چون رنجه فرمودی قدم از سر بالین…
بر در تو ز دشمنان گر چه که صد جفا کشم
بر در تو ز دشمنان گر چه که صد جفا کشم دوستیم حرام باد ار ز تو پای واکشم غنچه دل به نازکی بشکندم بسان…





