بخت گویم نیست تا پیش تو سربازی کنم

بخت گویم نیست تا پیش تو سربازی کنم تو به جان چوگان زنی، گر من سراندازی کنم پوستی دارم که در وی نقد هستی هم…

Continue Reading...

بختم از خواب در آمد چو تو با من خفتی

بختم از خواب در آمد چو تو با من خفتی نه در آغوش که در دیده روشن خفتی هر دمی گردی و در دیده ناخفته…

Continue Reading...

بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم

بخرام تا به زیر قدم پی سپر شویم خاکیم در رهت، قدمی خاک تر شویم گر بخششی دگر نکنی، خون من بریز باری بدین بهانه…

Continue Reading...

بخرام، ای سرو روان کز باغ رضوان خوشتری

بخرام، ای سرو روان کز باغ رضوان خوشتری دلدادگان خویش را می کش که از جان خوشتری در هوشیاری مهوشی، سرمست و غلتان دلکشی چون…

Continue Reading...

بدان بهانه که حسنی ست بس فراوانت

بدان بهانه که حسنی ست بس فراوانت جفا بکن که هر آن کرده نیست تاوانت مهی که چاک به دامان جانم افگنده ست همان مهی…

Continue Reading...

بدان دلفریبی که گیتی نماید

بدان دلفریبی که گیتی نماید خردمند را دل نهادن نشاید چه بندی دل اندر خیالات عالم؟ که آیینه رو عاریت می نماید گره های غمزه…

Continue Reading...

بدو بودم شبی، افسانه آن شب بگوییدم

بدو بودم شبی، افسانه آن شب بگوییدم وگر میرم به تعظیم سگان او بموییدم مرا امروز در دار بلا جلوه ست بهر او سرود جلوه…

Continue Reading...

بدین صفت که ببستی کمر به خونخواری

بدین صفت که ببستی کمر به خونخواری درست شد که نداری سر وفاداری به هر جفا که توان کرد کار من کردی خدای تو به…

Continue Reading...

بدین صفت که تویی در زمانه، معذوری

بدین صفت که تویی در زمانه، معذوری اگر به صورت زیبای خویش مغروری دلم چو آینه صورت پرست شد، چه کنم؟ به هر طرف که…

Continue Reading...

بدینسان کز غمت بر خاک دارم هر زمان پهلو

بدینسان کز غمت بر خاک دارم هر زمان پهلو از آهن بادیم یا سنگ، نه از استخوان پهلو تو شب بر بستر نازی و من…

Continue Reading...