بت نو رسیده من هوس شکار دارد

بت نو رسیده من هوس شکار دارد دل صید کرده هر سو نه یکی، هزار دارد رود آنچنان به جولان که سر سپه نکرده سر…

Continue Reading...

بتا، مانند تو مهوش نباشد

بتا، مانند تو مهوش نباشد وگر باشد چو تو سرکش نباشد تویی طرفه سواری زانکه خورشید بود بر ابر و بر ابرش نباشد ز آهم…

Continue Reading...

بتم چو روی سوی خانه کتاب آرد

بتم چو روی سوی خانه کتاب آرد ز خلق اگر نکند رخ نهان، که تاب آرد؟ رخش جریده حسن است، اندرین معنی لبش به وجه…

Continue Reading...

بتی کز دیدنش جان مست گردد

بتی کز دیدنش جان مست گردد درون جان من پیوست گردد مگو کز دیدن من، چیست حالت؟ چو دیوانه که از می مست گردد چو…

Continue Reading...

بتی کز ویم رو به دیوانگی ست

بتی کز ویم رو به دیوانگی ست اگر جان توان برد فرزانگی ست زدم دی به زنجیر گیسوش دست مرا گفت، باز این چه دیوانگی…

Continue Reading...

بتی کو هر دمم دشنامهای شکرین بخشد

بتی کو هر دمم دشنامهای شکرین بخشد به از دشنام نبود، گر نبات وانگبین بخشد به غیری گر جفا گوید برنجم، کانست حق من بتر…

Continue Reading...

بتی هر روز بر دل میر سازم

بتی هر روز بر دل میر سازم به خوردن خون خود را تیر سازم تنی پیرم گرفتار جوانان بدین طفلی چه خود را پیر سازم؟…

Continue Reading...

بخت اگر یاری دهد چون جان در آغوشش کنم

بخت اگر یاری دهد چون جان در آغوشش کنم تلخ گوید ز آن لب و همچون شکر نوشش کنم بر سر من عقل، اگر دعوی…

Continue Reading...

بحل کن آن همه خونها که در غمت خوردم

بحل کن آن همه خونها که در غمت خوردم که عمری از دل و جان شکر این کرم کردم حدیث وصل نگویم که گفته شد…

Continue Reading...

بخت برگشت ز من تا تو برفتی ز برم

بخت برگشت ز من تا تو برفتی ز برم کی بود باز که چون بخت در آیی ز درم؟ گفتم احوال دل خویش بگویم به…

Continue Reading...