باز مدار، ای پسر، غمزه نیم خواب را
باز مدار، ای پسر، غمزه نیم خواب را تا نبرد به جادویی جان و دل خراب را از پی نقل مجلست هست بر آتشم جگر…
باز مست آمدنش نازکنان از جایی ست
باز مست آمدنش نازکنان از جایی ست زان یکی کار در آن کنج دهان از جایی ست دل سبک می شودم، دوش مگر غایب بود…
باز وقت آمد که من سر در پریشانی نهم
باز وقت آمد که من سر در پریشانی نهم روی زیبا بینم و بر خاک پیشانی نهم سوده گشت از سجده راه بتان پیشانیم چند…
باز یاد آن شبم دیوانه کرد
باز یاد آن شبم دیوانه کرد کان پسر با من به خواب افسانه کرد شد خراب این دیده و سلطان حسن از کجا منزل درین…
باز، ای سرو خرامان، ز کجا می آیی؟
باز، ای سرو خرامان، ز کجا می آیی؟ کز برای دل دیوانه ما می آیی می کشد هجر و ره آمدنت می طلبم چیست فرمان…
بازش هوس شکار برخواست
بازش هوس شکار برخواست وز دلشدگان قرار برخاست او مرکب ناز راند و از خلق هر سوی فغان زار برخاست او پیش شکار مست بگذشت…
باش تا بار دگر آن پسر این سو آید
باش تا بار دگر آن پسر این سو آید مست و خوش پیش ملامتگر بدخو آید گر چه من کشته شوم زان، که بگوید به…
باغ بشکفت و سوری و سمنش
باغ بشکفت و سوری و سمنش تازه گشت ارغوان و نسترنش صفت باغ می کند بلبل شاخ در شاخ می رود سخنش یوسف گل رسید…
باشد آن روز که آن فتنه به ما باز آید
باشد آن روز که آن فتنه به ما باز آید لیک از آنگونه که او رفت، کجا باز آید؟ رفت و باز آمدنش تا به…
باش تا مشکت ز برگ یاسمین آید برون
باش تا مشکت ز برگ یاسمین آید برون بینی از تن چند جان نازنین آید برون تیر زهر آلود چشمت قصد جانم می کند همچو…





