باد آمد و ز گمشدهٔ من خبر نداد

باد آمد و ز گمشدهٔ من خبر نداد زان رو غباری از پی این چشم تر نداد آمد بهار و تازه وتر شد گل و…

Continue Reading...

باد آمد و زان سرو خرامان خبر آورد

باد آمد و زان سرو خرامان خبر آورد در کالبد سوخته، جانی دگر آورد امروز هم از اول صبحم سر مستی ست این بوی که…

Continue Reading...

باد صبا ز نافه چینت نمی رسد

باد صبا ز نافه چینت نمی رسد بویی به عاشقان غمینت نمی رسد خاک توییم و چشم تو بر ما نمی فتد ماهی و پرتوی…

Continue Reading...

باد نوروز آمد و درهای بستان کرده باز

باد نوروز آمد و درهای بستان کرده باز گل جهانی را به روی خویش خندان کرده باز غنچه بهر صد درم گل را به زندان…

Continue Reading...

باد نوروز چو دنباله جان ما داشت

باد نوروز چو دنباله جان ما داشت دل ما را اثری بوی کسی شیدا داشت از کجا گشت پدید، این همه خوبان، یارب آسمان، این…

Continue Reading...

باده در ره، ساقیا، تا جای در جانش کنیم

باده در ره، ساقیا، تا جای در جانش کنیم ور درون دل درون آید سبودانش کنیم در دل ما گر عمارت خانه ای کرده ست…

Continue Reading...

بار عشقت بر دلم باری خوش است

بار عشقت بر دلم باری خوش است کار من عشق است و این کاری خوش است جان دهم در پاش، ار چه بی وفاست دل…

Continue Reading...

باز ابر آمد و بر سبزه درافشانی کرد

باز ابر آمد و بر سبزه درافشانی کرد برگ گل را صدف لولوی عمانی کرد قدح لاله چو از باد صبا گردان گشت مست شد…

Continue Reading...

باز آرزوی آن بت چین می‌کند مرا

باز آرزوی آن بت چین می‌کند مرا معلوم شد که فتنه کمین می‌کند مرا می‌خواندم گدای خود و گویی آن زمان ملک دو کون زیر…

Continue Reading...

باز از رندی علم بر آسمان خواهم کشید

باز از رندی علم بر آسمان خواهم کشید روز پیری جام با یار جوان خواهم کشید تیر غمزه ترک چشمش از کمان ابروان سوی سینه…

Continue Reading...