ای گل که چنین در بغلت تنگ گرفته

ای گل که چنین در بغلت تنگ گرفته کز خون دلت پیرهنت رنگ گرفته آن سوختگی جگر لاله ازان است کز آه من آتش به…

Continue Reading...

ای گل، دهن تنگت صد تنگ شکر چیزی

ای گل، دهن تنگت صد تنگ شکر چیزی گل با تو نمی ماند در حسن مگر چیزی ما را به تماشایی مهمان رخ خود کن…

Continue Reading...

ای گل، صفت حسنت بر وجه حسن گویم

ای گل، صفت حسنت بر وجه حسن گویم سر تا به قدم جانی، کفر است که تن گویم آن میم دهان داند از ابروی چون…

Continue Reading...

ای گلستان ترا بالای سرو

ای گلستان ترا بالای سرو وز تو زیب قامت زیبای سرو شکل سرو ار چه به بستانها خوش است با چنان قدی کرا پروای سرو…

Continue Reading...

ای لب چون شکرت چشمه نوش

ای لب چون شکرت چشمه نوش ای رخ چون قمرت غارت هوش ورق گل بدریده ست صبا تا بدید آن خط چون مرزنگوش هر دم…

Continue Reading...

ای لبت شهر پر شکر کرده

ای لبت شهر پر شکر کرده لاله را داغ بر جگر کرده خط سبزت به گرد چشمه نوش سر از آب حیات بر کرده لب…

Continue Reading...

ای لعل لبت چو بر شکر شیر

ای لعل لبت چو بر شکر شیر شکر ز لب تو چاشنی گیر از زلف بریدنت دل من دیوانه شد و برید زنجیر زلفش بگرفت…

Continue Reading...

ای مردم دیده نکویی

ای مردم دیده نکویی شاد آنکه درون چشم اویی من بی تو چگویمت که چونم بی من تو چگونه ای، نگویی سیب ار چه تراست،…

Continue Reading...

ای مشک وام داده زلفت به آهوی چین

ای مشک وام داده زلفت به آهوی چین زان زلف مشکفامت عشاق گشته مشکین برخاست بوی ریحان زان طره چو سنبل بنشست باد بستان زان…

Continue Reading...

ای معدن ناز، ناز تا کی؟

ای معدن ناز، ناز تا کی؟ بر من در تو فراز تا کی؟ در حسرت یک نظر بمردیم چشم تو به خواب ناز تا کی؟…

Continue Reading...