ای صبا، بوسه زن ز من در او را

ای صبا، بوسه زن ز من در او را ور برنجد، لب چو شکر او را چون کسی قلب بشکند که همه کس دل دهد…

Continue Reading...

ای عشقت آتشی به همه شهر درزده

ای عشقت آتشی به همه شهر درزده و آن آتش از درونه من شعله بر زده هر روز چشم مست تو در کاروان صبر بیرون…

Continue Reading...

ای غمت خوش تر ز شادی کسان

ای غمت خوش تر ز شادی کسان از غم خود هر دمم شادی رسان چون کسان گر لایق خدمت نه ایم لعنتی بفرست بر ما…

Continue Reading...

ای عید دوم آمده روی چو نگارت

ای عید دوم آمده روی چو نگارت قربان شده زان عید چو من بنده هزارت مه را چه ولایت که کشد لشکر انجم چون تافته…

Continue Reading...

ای غالیه گرد ماه سوده

ای غالیه گرد ماه سوده آراسته شمع را زدوده برداشته نسخه ای ز خورشید آیینه که روی تو نموده یک خنده ز لعل شکرینت زنگار…

Continue Reading...

ای غنچه را بر بسته لب، شکل و دهان چون تویی

ای غنچه را بر بسته لب، شکل و دهان چون تویی چون لاله خون کرده دلم سرو روان چون تویی روزی من دیوانه وش، بر…

Continue Reading...

ای غمزه خون ریز تو خونم به افسون ریخته

ای غمزه خون ریز تو خونم به افسون ریخته افسون چشم کافرت زینگونه صد خون ریخته تا هر که باشد یار تو، بیخود شود در…

Continue Reading...

ای غمزه زن که تیر جفا در کمان تست

ای غمزه زن که تیر جفا در کمان تست آهسته تر، که دست دلم در عنان تست بنمای رخ که شاد برانم ز دیدنت روزی…

Continue Reading...

ای فراق تو یار دیرینه

ای فراق تو یار دیرینه غم تو غمگسار دیرینه درد تو میهمان هر روزه داغ تو یادگار دیرینه غرق خونم که می خلد هر دم…

Continue Reading...

ای فتنه ز چشم تو نشانی

ای فتنه ز چشم تو نشانی بالای تو آفت جهانی مویی ست به زلف تو که صد بار بر باد بداد خان و مانی من…

Continue Reading...