ای سمن نامه وفا بستان

ای سمن نامه وفا بستان نسخه زان روی دلربا بستان وی بنفشه ز رشک طره تو کوژپشتی بر او عصا بستان خاک او توتیا شد،…

Continue Reading...

ای سفر کرده ز چشم و در دل و جانی مقیم

ای سفر کرده ز چشم و در دل و جانی مقیم روزها شد تا نیاید از سر کویت نسیم پیش از آن روزی که جان…

Continue Reading...

ای شب تیره به گیسوی کسی می مانی

ای شب تیره به گیسوی کسی می مانی وی مؤذن تو به فریاد رسی می مانی چه خبر داری از آن قافله، ای مرغ سحر؟…

Continue Reading...

ای شده ماه نما دیده بدخوی مرا

ای شده ماه نما دیده بدخوی مرا دیده ای هیچگه آن ماه جفا جوی مرا نتواند که کسی را نکشد با آن روی واگذارید به…

Continue Reading...

ای شکل و بالایت بلا، از بهر جان مردمان

ای شکل و بالایت بلا، از بهر جان مردمان بس کن ز جولان، ورنه شد از کف عنان مردمان تا بر نخواهد آمدن ناگه ز…

Continue Reading...

ای شمع، رخ تو مطلع نور

ای شمع، رخ تو مطلع نور زین حسن و جمال چشم بد دور با پرتو عارض تو خورشید چون شمع در آفتاب بی نور رخسار…

Continue Reading...

ای شهسوار، دست به سوی عنان مبر

ای شهسوار، دست به سوی عنان مبر بر صید تیر مفگن و از خلق جان مبر چون در شکار بر سر آهو گذر کنی چشمت…

Continue Reading...

ای شهسوار، نرم ترک ران سمند را

ای شهسوار، نرم ترک ران سمند را بین زیر پای دیده این مستمند را تا مردمان ترنج نبرند و دست هم یوسف رخا، کشیده ترک…

Continue Reading...

ای صبا، از زلف او بندی بخواه

ای صبا، از زلف او بندی بخواه عاریت از لعل او قندی بخواه چون لب میگون بیالاید ز می چاشنی از لعل او قندی بخواه…

Continue Reading...

ای صد شکست زلف ترا زیر هر خمی

ای صد شکست زلف ترا زیر هر خمی در هر خمیش مانده به هر گوشه درهمی گه گه به ناز شانه کن آن زلف را،…

Continue Reading...