ای ز زلف تو مشک تر بویی
ای ز زلف تو مشک تر بویی وز میان تو تا عدم مویی گل ز تو نرم شد چنان که به باغ نرمیی می کند…
ای ز غبار خنگ تو یافته دیده روشنی
ای ز غبار خنگ تو یافته دیده روشنی چند به شوخی و خوشی گِرد هلاک من تنی وه که ز شوق چون تویی دود بر…
ای زده ناوکم به جان، یک دو سه چار و پنج و شش
ای زده ناوکم به جان، یک دو سه چار و پنج و شش کشته چو بنده هر زمان، یک دو سه چار و پنج و…
ای زلف تو دام دل دانا و خردمند
ای زلف تو دام دل دانا و خردمند دشوار جهد دل که در افتاد درین بند اندر دل من بود نهالی ز صبوری بادی بوزید…
ای زلف تو هر گره گشادی
ای زلف تو هر گره گشادی وی خط تو خطه و سوادی ای چشم مرا چراغ خانه در سر مکن از کرشمه بادی در راه…
ای زلف چلیپای تو، غارتگر دینها
ای زلف چلیپای تو، غارتگر دینها وی کرده گمان دهنت، دفع یقینها کافر نکند با دل من آنچه تو کردی یعنی که در اسلام روا…
ای سبزه دمانید به گرد قمر از مو
ای سبزه دمانید به گرد قمر از مو سر سبزی خط سیهت سر به سر از مو مویی ست دهان تو و در موی شکافی…
ای زندگانی بخش من لعل شکر گفتار تو
ای زندگانی بخش من لعل شکر گفتار تو در آرزوی مردنم از حسرت دیدار تو گر شهد بینم در زبان یا آب حیوان در دهان…
ای سر کشیده از من، سر کشم به پیشت
ای سر کشیده از من، سر کشم به پیشت گر از طریق خویشی بینم از آن خویشت ماییم و غنچه دل موقوف بند عشقت کو…
ای سرم را به خاک پات نیاز
ای سرم را به خاک پات نیاز عاشقی را ز سر کنم آغاز جان ز نازت نمی شکیبد و نیست چاره ای چون برآمده ست…





