ای درد بیدرد دلم، تاراج پنهان کرده ای
ای درد بیدرد دلم، تاراج پنهان کرده ای یا جان بهم بیرون روی کآرام در جان کرده ای در حیرتم تا هر شبی چون خواب…
ای دل از آنها که رفت، گر بتوانی مکن
ای دل از آنها که رفت، گر بتوانی مکن یاد جوانی بلاست، بیش تو دانی مکن قِسم خود ای جان ز تن، جمله گرفتی کنون…
ای دل به چشم عبرت نظارهٔ جهان کن
ای دل به چشم عبرت نظارهٔ جهان کن ظاهر نهان چه بینی؟ نظارهٔ نهان کن پرواز کن به همّت، برپر به اوج عزّت جبریل اوجِ…
ای دل وامانده، خیز، ره سوی جانان طلب
ای دل وامانده، خیز، ره سوی جانان طلب وز نفس اهل درد مایه درمان طلب پرده اعلاست عشق، گر ملکی، این گشای لجه دریاست عشق،…
ای دل، ار تو عاشقی، زین غم خلاص جان مخواه
ای دل، ار تو عاشقی، زین غم خلاص جان مخواه کار را سامان مجو و درد را درمان مخواه از بلا و فتنه ترسی، چشم…
ای دل، ز بتان دو دیده برگیر
ای دل، ز بتان دو دیده برگیر اندیشه ز عالم دگر گیر تا شحنه غم ترا درین راه سر بر نگرفت، پای برگیر شور و…
ای دل، ازین خرابه وحشت کرانه گیر
ای دل، ازین خرابه وحشت کرانه گیر رو بر فراز کنگر عرش آشیانه گیر هستی به فقر یار و بهانه مکن که نیست یابی مگر…
ای دل، علم به ملک قناعت بلند کن
ای دل، علم به ملک قناعت بلند کن چشم طمع ز خوان خسان بی گزند کن خاک است هستی تو و خواهی که زر شود…
ای دل، ز وعده کج آن شوخ یاد کن
ای دل، ز وعده کج آن شوخ یاد کن خود را به عشوه، گر چه دروغ است، شاد کن بنویس نامه ای و روا کن…
ای دل، غمین مباش که جانان رسیدنی ست
ای دل، غمین مباش که جانان رسیدنی ست در کام تسمه چشمه حیوان رسیدنی ست ای دردمند هجر، مینداز دل ز درد کاینک طبیب آمده،…





