ای جهان چشم سیاهت بسته
ای جهان چشم سیاهت بسته فتنه خود را به پناهت بسته آسمان دست مه از رشته صبح پیش آن روی چو ماهت بسته غم پیچیده…
ای جهانی بنده چون من مر ترا
ای جهانی بنده چون من مر ترا نیست چون من بنده دیگر ترا دل چو نطفه در رحم خون می خورد تا چرا زاد این…
ای جهانی کشته، جان چند کس خواهی شدن؟
ای جهانی کشته، جان چند کس خواهی شدن؟ تهمت آلود زبان چند کس خواهی شدن؟ من ز دورت هم نبینم، تو علی رغم مرا مونس…
ای چراغ جانم از شمع جمالت نور دار
ای چراغ جانم از شمع جمالت نور دار بارک الله، چشم بد زان روی زیبادور دار چون دلم را بت پرستی نو شد اندر عهد…
ای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزری
ای چهرهٔ زیبای تو رشکِ بتانِ آزری هر چند وصفت میکنم، در حسن از آن زیباتری هرگز نیاید در نظر نقشی ز رویت خوبتر شمسی…
ای حسن، تو آفت زمانه
ای حسن، تو آفت زمانه روی تو به دلبری فسانه صد دل درود دمی به زلفت گر تیز رود زبان شانه هر دم سوی قبله…
ای خرد مست لعل چون می تو
ای خرد مست لعل چون می تو ما ز آزاده ابروی خوی تو می مرا ده که لب به گوش برم بس که مستم ز…
ای خط خوش از مشک تر انگیخته مه را
ای خط خوش از مشک تر انگیخته مه را بر دفتر طاعت رقمی رانده گنه را افگند دل ما همه در چاه زنخدان وانگاه بپوشید…
ای خوش آن باد که هر روز به سویت گذرد
ای خوش آن باد که هر روز به سویت گذرد ناخوش آن آب کزین دیده به جویت گذرد سیل چشمم همه خون است، نکو بشناسی…
ای خوانده بُتانِ حسن، شاهت
ای خوانده بُتانِ حسن، شاهت وز قلب شکستگان سپاهت دودیست بر آتش جهانسوز آن سبزه خط که شد سیاهت شد در زِنَخَت هزار جان غرق…





