ای به خشم از بر من رفته و تنها مانده
ای به خشم از بر من رفته و تنها مانده تو ز جان رفته و درد تو به هر جا مانده تا تو، ای دیده…
ای به کویت هر سحرگه جای تنها ماندگان
ای به کویت هر سحرگه جای تنها ماندگان رحمتی بر چشم خون پالای تنها ماندگان چون به کویت دوست تنها پای را خاکی کند کس…
ای به هر موی شده بسته زلف دل من
ای به هر موی شده بسته زلف دل من وی به هر کوی شده در طلبت منزل من این چنین در هم و پیچان ز…
ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها
ای بی تو گلهای چمن شسته به خون رخسارها خار است بی رخسار تو در دیده گلزارها شد پوستم بر استخوان چون چنگ خشک و…
ای بوده در قفای تو دایم دعای من
ای بوده در قفای تو دایم دعای من بیگانگی مکن که شدی آشنای من دست از جفا بدار، وگرنه دعا کنم تا داد من ز…
ای بی خبر، ز دیده بی خواب عاشقان
ای بی خبر، ز دیده بی خواب عاشقان تا سوخته دلت ز تف و تاب عاشقان ذکر لب و دهان تو تسبیح بیدلان نعل سم…
ای بیغم از دل من، بسیار شد جدایی
ای بیغم از دل من، بسیار شد جدایی شادی به رویت ار چه بر غم کنان نیایی گفتی، رهات کردم از خنجر سیاست دل سوختی…
ای پریوش، هر چه رسم مردمی کم می کنی
ای پریوش، هر چه رسم مردمی کم می کنی می کنی دیوانه و دیوانه تر هم می کنی زلف تو از پر دلی صد قلب…
ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است
ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است مقراض توبه تو چو لای شهادت است هستی تو آن نظام که نون خطاب تو محراب راست…
ای ترا در دیده من جای خواب
ای ترا در دیده من جای خواب دیده بی خوابم از تو جای آب شب چو خوابم نیست بهر دیدنت چند سازم خویش را عمدا…





