ای باد، بوی یار بدین مبتلا رسان
ای باد، بوی یار بدین مبتلا رسان در چشم من ز خاک درش توتیا رسان گر هیچ از آن طرف گذری افتدت ز من خدمت…
ای باد، حدیث دلم آنجاش بگویی
ای باد، حدیث دلم آنجاش بگویی در گوشه ای در گوش به تنهاش بگویی از هر نمط آنجا سخنی درفگنی، پس زانگونه که دانی سخن…
ای باد، لطفی کن برو در کوی جانان ساکنک
ای باد، لطفی کن برو در کوی جانان ساکنک احوال من در گوش او یک لحظه بر خوان ساکنک گر خسته ای آمد به جان،…
ای باد، سلام دلم آنجا برسانی
ای باد، سلام دلم آنجا برسانی بوسی ز لبم بر کف آن پا برسانی یکبار رسانیش سلام همه عشاق صد بار از آن من تنها…
ای بر دلم از فراق صدبار
ای بر دلم از فراق صدبار ناگشته به وصل شاد یک بار در بارگه وصال خویشم از لطف نمی دهی دمی بار شب تیره و…
ای برده دلم به دلستانی
ای برده دلم به دلستانی هم جان منی و هم جهانی جان می رودم برون و غم نیست غم زانست که در میان جانی دود…
ای به بدی کرده باز چشم بدآموز را
ای به بدی کرده باز چشم بدآموز را بین به کمین گاه چرخ ناوک دلدوز را هر چه رسد سر بنه زانکه مسیر نشد نیکوی…
ای به بالا بلند و زیبا تو
ای به بالا بلند و زیبا تو رشک سرو بلند بالا تو زرگر از سیم چون تو بت نکند خواه هم برد و خواه فرما…
ای به تپیدن از تو دل، هوش که می بری مبر
ای به تپیدن از تو دل، هوش که می بری مبر وی به خرابی از تو جان، باده که می خوری مخور خوردن غم ز…
ای به چشم تو خمار و خواب هم
ای به چشم تو خمار و خواب هم در لب تو انگبین جلاب هم زلف مشکینت که دل دزدد در او هست مشکل تاب چون…





