ای آشنا، درین چه بی بن نظاره کن
ای آشنا، درین چه بی بن نظاره کن تا اندرو نگون نفتادی کناره کن تا کی به جهد چاره مال و درم کنی؟ گر ممکنت…
ای آنکه تمام هم چو ماهی
ای آنکه تمام هم چو ماهی با زلف چو چتر پادشاهی مردم ز برای نقش و زلفت از دیده برون کشد سیاهی گر خط سیاه…
ای آنکه تو سلطان همه سیمبرانی
ای آنکه تو سلطان همه سیمبرانی دستور بود فتنه به ملک تو که رانی صد تیر جفا می گذرانی ز جگرها بازوت قوی باد که…
ای اهل دل نخست ز جان ترک جان کنید
ای اهل دل نخست ز جان ترک جان کنید وانگه نظاره در رخ آن دلستان کنید سویش همی کنید به بازی نظر، خطاست مانا بران…
ای باد صبحگاه به من نام او بگوی
ای باد صبحگاه به من نام او بگوی خوناب غیرتم به لب جام او بگوی جان بو که خوش برآیدم امروز پیش او چیزی دگر…
ای باد باز بر سر کوی که می روی؟
ای باد باز بر سر کوی که می روی؟ بوی که رهبرت شد و سوی که می روی؟ چندان گل و شکوفه که هستند خاک…
ای باد، برقع برفگن آن روی آتشناک را
ای باد، برقع برفگن آن روی آتشناک را وی دیده گر صفرا کنم آبی بزن این خاک را ای دیده کز تیغ ستم ریزی همی…
ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار
ای باد صبحدم، خبر آشنا بیار بوی نهفته زان صنم دلربا بیار مانا که یابم از دل گمگشته آگهی یک تار مو ازان سر زلف…
ای باد صبح گاهی، خه از کدام سویی؟
ای باد صبح گاهی، خه از کدام سویی؟ وی بوی مهربانی، وه از کدام بویی؟ گر چه غمت به خونم تعویذ می نویسد تعویذ جانت…
ای باد، ازان بهار خبر ده که تا کجاست
ای باد، ازان بهار خبر ده که تا کجاست دزدیده زان نگار خبر ده که تا کجاست گر هیچ در رهی گذرانش رسیده ای یک…





