ای آرزوی دیده، دلم در هوای تست
ای آرزوی دیده، دلم در هوای تست جانم اسیر سلسله مشک ساری تست هستند در دعای رهی جمله مردمان بهر نجات عشق و رهی در…
ای آرزوی امیدواران
ای آرزوی امیدواران ای مرهم درد دل فگاران از دشمنی آنچه بود، کردی ای دوست، چنین کنند یاران؟ تا سایه زلف تو بدیدم دیوانه شدم…
ای از تو خوبان خورده خون تو از همه خونخواره تر
ای از تو خوبان خورده خون تو از همه خونخواره تر عیاره ای کافر دلی چشمت ز تو عیاره تر من عاشقم بر روی تو،…
ای از نظرم رفته، نظر سوی که دارم؟
ای از نظرم رفته، نظر سوی که دارم؟ دل کز تو ستانم، به خم موی که دارم؟ تسلیم جفایت چه کنم، گر نکنم جان چون…
ای از رقم شبگون دیباچه مه کرده
ای از رقم شبگون دیباچه مه کرده صد نامه پاکان را خط تو سیه کرده چاه ذقنت کانجا جانها به حیل گنجد طرفه که هزاران…
ای از فروغ روی تو خورشید رو سفید
ای از فروغ روی تو خورشید رو سفید شب را به جنب طره تو گشته مو سفید خط بر میار تا نشود روز ما سیاه…
ای از گل تو ما را در دیده خار مانده
ای از گل تو ما را در دیده خار مانده وز نوک غمزه تو جانم فگار مانده تا نقش تو زمانه در پیرهن کشیده در…
ای از مژه تو رخنه در جانها
ای از مژه تو رخنه در جانها وی درد تو کیمیای درمانها بادی که ز کوی تو همیآید میجنبد و میبرد ز ما جانها تو…
ای آمده جان هر شکسته
ای آمده جان هر شکسته می ده ز شکسته بر شکسته نشکسته ام از تو هیچ عهدی؟ ای عهد ببسته بر شکسته! کم کرده درست…
ای آفتاب تافته از روی انورت
ای آفتاب تافته از روی انورت وی کوفته نبات ز لعل چو شکرت شکل صنوبر قد تو چون پدید شد بشکفت سرو از قد همچون…





