آنکو شناخت گردش خورشید و ماه را

آنکو شناخت گردش خورشید و ماه را جوید برای خفتن خود خوابگاه را از عین اعتبار ببینم به گلرخت زیرا قیاس نیست درازی راه را…

Continue Reading...

آنی که از کرشمه و نازت سرشته‌اند

آنی که از کرشمه و نازت سرشته‌اند نقشی چو تو ز کلک قضا کم نوشته‌اند جان سوده‌اند ریخته در چشمه حیات تا زان خمیر مایه…

Continue Reading...

اهل خرد که از همه عالم بریده‌اند

اهل خرد که از همه عالم بریده‌اند داند خرد که از چه به کنج آرمیده‌اند دانندگان که وقت جهان خوش بدیده‌اند خوش وقتشان که گوشه…

Continue Reading...

آه ازین تنگ قبایان شده تنگم دامان

آه ازین تنگ قبایان شده تنگم دامان که نه سر ماند مرا در غم ایشان نه امان لب گشایند و نباتی ندهندم، آری کام خود…

Continue Reading...

اهل خرد که دل به جهان در نبسته‌اند

اهل خرد که دل به جهان در نبسته‌اند زان است کز وی آرزویی برنبسته‌اند دل را فراخ کن ز پی صید آسمان زیرا ملک به…

Continue Reading...

او می رود و عاشق مسکین گرانش

او می رود و عاشق مسکین گرانش چون مرده که در سینه بود حسرت جانش بی مهر سواری که عنان باز نپیچد آویخته چندین دل…

Continue Reading...

ای آرزوی دل شکسته

ای آرزوی دل شکسته ما در دل تو شکسته بسته بس دل که به دولت فراقت از ننگ حیات باز رسته مجروح لبت بسی ست،…

Continue Reading...

آورده ام شفیع دل زار خویش را

آورده ام شفیع دل زار خویش را پندی بده دو نرگس خونخوار خویش را ای دوستی که هست خراش دلم ز تو مرهم نمی دهی…

Continue Reading...

اول به سینه بهر غمت جای کرده ام

اول به سینه بهر غمت جای کرده ام وآنگاه دلبری چو تو خود رای کرده ام شادی به روی تو چو غمم بهر روی تست…

Continue Reading...

ای آرزوی هزار سینه

ای آرزوی هزار سینه وندر دل تو هزار کینه هستم ز برت که هست پیدا در جامه چو می در آبگینه هر قطره خون ز…

Continue Reading...