آن کیست که می آید صد لشکر دل با او

آن کیست که می آید صد لشکر دل با او درویش جمالش ما، سلطان دل ما او بی صبح و شبی خواهم کو را غم…

Continue Reading...

آن مرغ که بود زیرکش نام

آن مرغ که بود زیرکش نام افتاده به هر دو پای در دام در دام بلا فتاد ز آغاز تا خود به کجا رسد سرانجام!…

Continue Reading...

آن مست ناز جان جهان که می رود

آن مست ناز جان جهان که می رود وان گل به دست سرو روان که می رود بنگر که با دلی که کشانی همی برد…

Continue Reading...

آن نرگس پر ناز و جفا را ز که دانیم؟

آن نرگس پر ناز و جفا را ز که دانیم؟ وان غمزه بی مهر و وفا را ز که دانیم؟ گر یار جفا کرد، گنه…

Continue Reading...

آن نخل تر که آب ز جوی جگر خورد

آن نخل تر که آب ز جوی جگر خورد بیچاره بلبلی که از آن نخل برخورد کشت شبت به دست نیاید، وه ای رقیب جایی…

Continue Reading...

آن نه منم که از جفا دست ز یار در کشم

آن نه منم که از جفا دست ز یار در کشم یا پس زانوی خرد پای قرار در کشم دل به خط بتان شد و…

Continue Reading...

آن نه روییست که ماهی ست بدان زیبایی

آن نه روییست که ماهی ست بدان زیبایی وان نه بالاست، بلاییست بدان رعنایی گر سر زلف سیه بازگشایی، چه عجب که شود مشک تتار…

Continue Reading...

آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد

آن همه دعوی که اول عقل دعوی دار کرد دید چون رویت به عجز خویشتن اقرار کرد رنج بیداری شبهای غم روشن نبود خفته بودم…

Continue Reading...

آنجاست دل من و هم آنجاست

آنجاست دل من و هم آنجاست کان کج کله بلند بالاست خوابش دیدیم دوش و مستیم کان خواب هنوز در سر ماست آهسته رو، ای…

Continue Reading...

آنچه بتوان، در غمت جان می کشد

آنچه بتوان، در غمت جان می کشد تا بدان غایت که بتوان، می کشد می کشد خط بر مسلمانی لبت وانگه از خون مسلمان می…

Continue Reading...