امشب که چشم من به ته پای او بخفت

امشب که چشم من به ته پای او بخفت جان رخ نهاده بر رخ زیبای او بخفت شب تا به صبح دیده من بود و…

Continue Reading...

امشب من آن نیم که فغان را فرو برم

امشب من آن نیم که فغان را فرو برم طوفان کنم ز دیده، جهان را فرو برم شمعی به سینه و نتوانم برون دهم جان…

Continue Reading...

امشب میان نوخطان سرمست و غلتان بوده ام

امشب میان نوخطان سرمست و غلتان بوده ام چمعم که باری یک شبی مست و پریشان بوده ام در جمع خوبان بوده ام، گر بر…

Continue Reading...

امید نبود ار چه مرا یک نظر از وی

امید نبود ار چه مرا یک نظر از وی هم دید که بسیار بود این قدر از وی سلطان ز کجا بر هوسش چشم نگارد؟…

Continue Reading...

آن ترک نازنین که جهانی شکار اوست

آن ترک نازنین که جهانی شکار اوست دلها اسیر سلسله مشکبار اوست اندیشه نیست گر طلب جان کند زمن اندیشه من از دل نااستوار اوست…

Continue Reading...

آن چشم سخنگو نگر و آن لب خاموش

آن چشم سخنگو نگر و آن لب خاموش وان تلخی گفتار و شکر خنده خون نوش رسوا شدم از حالت خود زان که همه جاست…

Continue Reading...

آن چشم شوخ را بین هر غمزه‌ای بلایی

آن چشم شوخ را بین هر غمزه‌ای بلایی وان لعل ناب بنگر هر خنده‌ای جفایی هر ابرویی ز رویت محراب بت‌پرستی هر تار مو ز…

Continue Reading...

آن خط پر بلا که در آغاز رستن است

آن خط پر بلا که در آغاز رستن است با او چه فتنه ها که در انبار رستن است ساکن تری که می دمد آن…

Continue Reading...

آن خون که گاه مستی از آن مست ما چکد

آن خون که گاه مستی از آن مست ما چکد از زلف فتنه بارد و از جان بلا چکد شوید چو رخ به صبح، کند…

Continue Reading...

آن دل به چه کار آید کان خانه تو نبود

آن دل به چه کار آید کان خانه تو نبود وان موی چه بندد دل، گر شانه تو نبود آنکو سر تو دارد، پس از…

Continue Reading...