آمد آن یاری که در دل جای اوست
آمد آن یاری که در دل جای اوست راحت جان صورت زیبای اوست آشنایی تازه کرد این سرکه او ز آشنایان قدیم پای اوست یک…
آمد بهار، ای یار من، بشکفت گلها در چمن
آمد بهار، ای یار من، بشکفت گلها در چمن شد در نوا هر بلبلی بر شاخ سرو و نارون باد صبا گلریز شد، ساقی، بده…
امروز باز شکل دگرگشت یار من
امروز باز شکل دگرگشت یار من یادی نکرد از من و از روزگار من صد ره فتاده بر ره خویشم بدید و هیچ رحمت نکرد…
امروز چیست کز در جانان برون نیامد؟
امروز چیست کز در جانان برون نیامد؟ مردند دردمندان، جان، آن برون نیامد نظارگی ز هر سو در انتظار رویت دادند جان بر آن در،…
امروز به نظاره آن سرو خرامان
امروز به نظاره آن سرو خرامان بس عاقل و هشیار که شد بی سر و سامان جانم شده گمراه و به دل مانده خیالی زان…
امروز که از باران شد سبزه رعنا تر
امروز که از باران شد سبزه رعنا تر سیم و زر گل جمله گشتند به صحرا تر احوال دو چشم من در گریه یکی بنگر…
امشب ای باد، یکی جانب آن بستان شو
امشب ای باد، یکی جانب آن بستان شو سر آن زلف پریشان کن و مشک افشان شو من که زآن بوی شوم کشته و خواهی…
امشب بت ما به نزد ما بود
امشب بت ما به نزد ما بود ماهش به وبال مبتلا بود در باغ وصال می گذشتم گل در چپ و سرو راستابود بیگانه کسی…
امشب سوی دوست راه گیریم
امشب سوی دوست راه گیریم می بر رخ همچو ماه گیریم دی زهد فروختیم بسیار امروز ز می پناه گیریم اقرار به می کنیم و…
امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت
امشب شب من نور ز مهتاب دگر داشت وز گریه شادی جگرم آب دگر داشت دل هیچ به شیرینی جان میل نمی کرد مسکین سر…





