اشکم برون می افگند راز از درون پرده را
اشکم برون می افگند راز از درون پرده را آری، شکایتها بود، از خانه بیرون کرده را چون من به آزاری خوشم، ترک دلازاری مکن…
از یاد تو دل جدا نخواهد شد
از یاد تو دل جدا نخواهد شد وز بند تو جان رها نخواهد شد دل را به تو دادم و نمی دانی چون می دانم…
آفت دینِ مسلمانی جز آن عیار نیست
آفت دینِ مسلمانی جز آن عیار نیست تشنهٔ خون مسلمانان جز آن خونخوار نیست ما و عشق یار اگر در قبله و در بتکده عاشقان!…
آفت زهد و توبه شد ترک شرابخوار من
آفت زهد و توبه شد ترک شرابخوار من یار گر اوست، کی شود توبه و زهد یار من؟ باده هجر خوردنم، رنج خمار در تنم…
افتادگان راه توییم از سر نیاز
افتادگان راه توییم از سر نیاز دستی بگیر و در قدمت سر ز ما بباز شمع جهانفروز تویی در جهان، ولی ماییم از برای تو…
افسوس ازین عمر که بر باد هوا رفت
افسوس ازین عمر که بر باد هوا رفت کاری به جهان نی به مراد دل ما رفت خورشید من از اوج جوانی چو برآمد بس…
افسوس ازین حیات که بر باد میرود
افسوس ازین حیات که بر باد میرود کآیین ما نه بر روش داد میرود هردم ز من که پیروی دیو میکنم بر آسمان فرشته به…
اگر از خطت سبزه صحرا بگیرد
اگر از خطت سبزه صحرا بگیرد سرش سبز بادا، بگو تا بگیرد نهانی مریز، ای پسر، خون عاشق که روزی ترا آشکارا بگیرد لبش خورده…
اگر آن شاه دمی پیش گدا بنشیند
اگر آن شاه دمی پیش گدا بنشیند فتنه و غارت و خونریز و جفا بنشیند گر بیابد به دعا عاشق و دلخسته وصال سالها بر…
اگر آن جادوی خونخواره نرگس در فسون آرد
اگر آن جادوی خونخواره نرگس در فسون آرد با آسوده را کز دست بیخوابی زبون آرد مرا باری برآمد جان ازین جان درون مانده کسی…





