از غمزه ناوک‌زن شدی، آماجگاهت دل کنم

از غمزه ناوک‌زن شدی، آماجگاهت دل کنم هرروز جانی بایدم تا بر درت منزل کنم دل رفت و جان هم می‌رود، گویی که بی‌ما خوش…

Continue Reading...

از کجا در رهم آن شوخ بلا پیش آمد؟

از کجا در رهم آن شوخ بلا پیش آمد؟ چه بلا بود ندانم، ز کجا پیش آمد؟ سوی صحرا به تماشای چمن می رفتم دلبری،…

Continue Reading...

از لبت گر خط میگون سر برون خواهم کشید

از لبت گر خط میگون سر برون خواهم کشید از یکی کنج دهن شد دل فزون خواهد کشید گر برون خواهی خرامیدن یکی بنمایمت آنکه…

Continue Reading...

از لب او، ای خیال، نقل لب ما مده

از لب او، ای خیال، نقل لب ما مده مرغ خسک خواره را پسته و خرما مده من که به نامش کنم وصف جمالش بگو…

Continue Reading...

از لعل آتشین تو دل کان آتش است

از لعل آتشین تو دل کان آتش است زان لعل سوخته ست دل و جان آتش است بشکن بتان آزر ازان رو خلیل وار کان…

Continue Reading...

از من آن کامیاب را چه غم است

از من آن کامیاب را چه غم است زین شب آن مهتاب را چه غم است ذره ها گر شوند زیر و زبر چشمه آفتاب…

Continue Reading...

از من، ای ساده پسر، دور مشو

از من، ای ساده پسر، دور مشو برشکسته مگذر دور مشو گر چه سر تا به قدم از نمکی هم از این خسته جگر دور…

Continue Reading...

از همچو تویی برید نتوان

از همچو تویی برید نتوان بر تو دگری گزید نتوان تا چند کشم جفایت آخر محنت همه عمر دید نتوان زین پس من و جور…

Continue Reading...

از نکو بد نگو نمی آید

از نکو بد نگو نمی آید تو نکویی، نکو نمی آید با من اربد کنی، نکو کن، از آنک بد جز از تو نکو نمی…

Continue Reading...

آستان یار و آن گه خون من

آستان یار و آن گه خون من شاد باش، ای طالع میمون من باده خواهی خورد، روشن شد مزاج چون چنین شد بار اول خون…

Continue Reading...