گه‌گهم خوانی و گویی که چه حالست تو را؟

گه‌گهم خوانی و گویی که چه حالست تو را؟ حال من حال سگان، این چه سوال است تو را؟ می‌کنم یاد تو و می‌روم از…

Continue Reading...

ما عاشقیم و بی سر و سامان و می‌پرست

ما عاشقیم و بی سر و سامان و می‌پرست قانع به هر چه باشد و فارغ ز هر چه هست ای رند جرعه‌نوش، تو و…

Continue Reading...

لعل جان‌بخشت که یاد از آب حیوان می‌دهد

لعل جان‌بخشت که یاد از آب حیوان می‌دهد زنده را جان می‌ستاند مرده را جان می‌دهد دور بادا چشم بد، کامروز در میدان حسن شهسوار…

Continue Reading...

ما که از سوز تو در گریهٔ زاریم چو شمع

ما که از سوز تو در گریهٔ زاریم چو شمع خبر از سوختن خویش نداریم چو شمع پیش تیغ تو سر از تن بگذاریم ولی…

Continue Reading...

ماه شهر آشوب من هر گه به راهی بگذرد

ماه شهر آشوب من هر گه به راهی بگذرد شهر پرغوغا شود چونان که ماهی بگذرد روزم از هجران سیه شد آفتاب من کجاست؟ تا…

Continue Reading...

ماه من عیدست و شهری را نظر بر روی توست

ماه من عیدست و شهری را نظر بر روی توست روی تو چون ماه عید و ماه نو ابروی توست روشن آن چشمی که ماه…

Continue Reading...

ماه من، زلفت شب قدرست و رویت روز عید

ماه من، زلفت شب قدرست و رویت روز عید در سر ماهی شب و روز به این خوبی که دید؟ سرو من برخاست، از قدش…

Continue Reading...

مرا چه زهره که گویم غلام روی تو باشم

مرا چه زهره که گویم غلام روی تو باشم سگ غلام غلام سگان کوی تو باشم اگر به سوی تو گاهی کنم ز دور نگاهی…

Continue Reading...

مرا چون دیگران، یاد گل و گلشن نمی‌آید

مرا چون دیگران، یاد گل و گلشن نمی‌آید به غیر از عاشقی کار دگر نمی‌آید هوس دارم که دوزم چاک دل از تار گیسویش ولی…

Continue Reading...

مرا به باده نه باغ و بهار شد باعث

مرا به باده نه باغ و بهار شد باعث بهار و باغ چه باشد؟ که یار شد باعث رسیده بود گل، آن سرو هم به…

Continue Reading...