گر ز رخسار تو یک لمعه به دریا افتد
گر ز رخسار تو یک لمعه به دریا افتد آب آتش شود و شعله به صحرا افتد بس که از قد تو نالیم به آواز…
گر دلم زین گونه آه دم به دم خواهد کشید
گر دلم زین گونه آه دم به دم خواهد کشید آتش پنهان من آخر علم خواهد کشید زیر کوه غم تن فرسوده کاهی بیش نیست…
گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟
گر کسی عاشق رخسار تو باشد چه کند؟ طالب دولت دیدار تو باشد چه کند؟ شوخی و بیخبر از درد گرفتاری دل دردمندی که گرفتار…
گر من ز شوق خویش نویسم به یار خط
گر من ز شوق خویش نویسم به یار خط یک حرف از آن ادا نشود در هزار خط خوش صفحهایست روی تو، یا رب که…
گر گذر افتد چو باغ صبح، بر خاک منش
گر گذر افتد چو باغ صبح، بر خاک منش همچو گرد از خاک برخیزم بگیرم دامنش در هوایش گر رود ذرات خاک من به باد…
گل رویت عرق کرد از می ناب
گل رویت عرق کرد از می ناب ز شبنم تازه شد گل برگ سیراب به ناز آن چشم را از خواب مگشای همان بهتر که…
گفتی بگو که در چه خیالی و حال چیست؟
گفتی بگو که در چه خیالی و حال چیست؟ ما را خیال توست تو را در خیال چیست؟ جانم به لب رسید چه پرسی ز…
گفتگوی عقل در خاطر فرو ناید مرا
گفتگوی عقل در خاطر فرو ناید مرا بندهٔ سلطان عشقم، تا چه فرماید مرا؟ بس که کردم گریه پیش مردم و سودی نداشت بعد از…
گل شکفت و شوق آن گلچهره از سر تازه شد
گل شکفت و شوق آن گلچهره از سر تازه شد وای جان من! که بر دل داغ دیگر تازه شد آمد از کویت نسیمی، غنچهٔ…
گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را
گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را محتسب تا چند در شور اورد میخانه را؟ هر کجا شبها ز سوز خویش گفتم شمهای…





