عجب شکسته دل و زار و ناتوان شده‌ام!

عجب شکسته دل و زار و ناتوان شده‌ام! چنان که هجر تو می‌خواست، آن‌چنان شده‌ام به گفتگوی تو افسانه گشته‌ام همه جا به جستجوی تو…

Continue Reading...

عجب!که رسم وفا هرگز آن پری داند

عجب!که رسم وفا هرگز آن پری داند پری کجا روش آدمی‌گری داند؟ دلم به عشوه ربود اول و ندانستم که آخر این همه شوخی و…

Continue Reading...

عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز

عمر رفت و از تو ما را صد پریشانی هنوز وه! چه عمرست این؟ که حال ما نمی‌دانی هنوز یک نظر دیدیم دیدارت و زان…

Continue Reading...

عکس آن لب‌های میگون در شراب افتاده است

عکس آن لب‌های میگون در شراب افتاده است حیرتی دارم که چون آتش در آب افتاده است؟ ظاهرست از حلقه‌ای زلف و ماه عارضت در…

Continue Reading...

عمر رفته است و کنون آفت جانی دارم

عمر رفته است و کنون آفت جانی دارم گشته‌ام پیر ولی عشق جوانی دارم چاره‌ساز دل و جان همه بیمارانی چاره‌ای ساز که من هم…

Continue Reading...

عید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس

عید شد، هر گوشه، خلقی ماه نو دارد هوس گوشهٔ ابرو نمودی، ماه ما این‌ست و بس هست فردا عید و هر کس ماه نو…

Continue Reading...

عیدست، برون آی که حیران تو گردم

عیدست، برون آی که حیران تو گردم قربان خودم ساز، که قربان تو گردم خاکم به رهت، جلوه‌کنان، رخش برانگیز تا خیزم و گرد سر…

Continue Reading...

غم بتان مخور ای دل که زار خواهی شد

غم بتان مخور ای دل که زار خواهی شد اگر عزیز جهانی، تو خوار خواهی شد اگر چو من هوس زلف یار خواهی کرد ز…

Continue Reading...

غم نیست که ز داغ تو می‌سوزدم جگر

غم نیست که ز داغ تو می‌سوزدم جگر داری هزار سوخته، من هم یکی دگر یا رب چه کم شود ز تو، ای پادشاه حسن…

Continue Reading...

غمی کز درد عشقت بر دل ناشاد می‌آید

غمی کز درد عشقت بر دل ناشاد می‌آید اگر با کوه گویم، سنگ در فریاد می‌آید دلم روزی که طرح عشق می‌انداخت دانستم که گر…

Continue Reading...