شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شد
شب هجران رسید و محنت بسیار پیدا شد بیا ای بخت کاری کن که ما را کار پیدا شد به کنج عافیت میخواستم کز فتنه…
شب هجرست و مرگ خویش خواهم از خدا امشب
شب هجرست و مرگ خویش خواهم از خدا امشب اجل روزی چو سویم خواهد آمد گو بیا امشب چنین دردی که من دارم نخواهم زیست…
شمع، دوش از نالهٔ من گریهٔ بسیار کرد
شمع، دوش از نالهٔ من گریهٔ بسیار کرد غالباً سوز دل من در دل او کار کرد حال دل میداند آن شوخ و تغافل میکند…
شیرین دهنا! این همه شیرین نتوان بود
شیرین دهنا! این همه شیرین نتوان بود شیری که تو خوردی مگر از ریشهٔ جان بود؟ این حسن چه حسنست که از پرده عیان ساخت؟…
شوق درون به سوی درون میکشد مرا
شوق درون به سوی درون میکشد مرا من خود نمی روم دگری میکشد مرا با آن مدد که جذبهٔ عشق قوی کند دیگر به جای…
شیشهٔ می دور از آن لبهای میگون میگریست
شیشهٔ می دور از آن لبهای میگون میگریست تا دل خود را دمی خالی کند خون میگریست دوش بر سوز دل من گریهها میکرد شمع…
عارضت هست بهشتی، که عیان ساختهاند
عارضت هست بهشتی، که عیان ساختهاند قامتت آب حیاتی که روان ساختهاند این چه گلزار جمالست، که بر قامت تو از سمن عارضش و از…
ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل
ظاهر نکنم پیش رقیبان الم دل با مردم بیغم نتوان گفت غم دل جا کن به دل و دیده که غیر از تو نشاید سلطان…
عاشقان هرچند مشتاق جمال دلبرند
عاشقان هرچند مشتاق جمال دلبرند دلبران بر عاشقان از عاشقان عاشقترند عشق مینازد به حسن حسن مینازد به عشق آری، آری، این دو معنی عاشق…
عاشقان را نه گل و باغ و بهارست غرض
عاشقان را نه گل و باغ و بهارست غرض همه سهلست، همین صحبت یارست غرض غرض آنست که فارق شوم از کار جهان ور نه…





