دو روز شد که ز درد فراق بیمارم

دو روز شد که ز درد فراق بیمارم از این دو روزه حیاتی که هست بیزارم چو لاله سینهٔ من چاک شد، بیا و ببین…

Continue Reading...

دم آخر که مررا عمر به سر می‌آید

دم آخر که مررا عمر به سر می‌آید گر تو آیی به سرم عمر دگر می‌آید گر نگریم جگر از درد تو خون می‌بندد ور…

Continue Reading...

دودی، که دوش بر سر کویت بلند بود

دودی، که دوش بر سر کویت بلند بود غافل مشو، که آه من دردمند بود از ما شمار خیل شهیدان خود مپرس آن خیل بی‌شمار…

Continue Reading...

دوستان امشب دوای درد محزونم کنید

دوستان امشب دوای درد محزونم کنید بر سرم افسانه‌ای خوانید و افسونم کنید نیست اندوه مرا با درد مجنون نسبتی می‌شوم دیوانه گر نسبت به…

Continue Reading...

دوش با صد عیش بودی، هرشبت جون دوش باد

دوش با صد عیش بودی، هرشبت جون دوش باد گر چو خونم با حذیفان باده خوردی نوش باد هر که جز کام تو جوید، باد…

Continue Reading...

دی به راهم دیدن و آن‌گاه نادیدن چه بود؟

دی به راهم دیدن و آن‌گاه نادیدن چه بود؟ روی گردانیدن و از راه گردیدن چه بود؟ گر نه در دل داشتی کز رشک گریم…

Continue Reading...

دیدیم ز یاران وفادار بسی را

دیدیم ز یاران وفادار بسی را لیکن چو سگان تو ندیدیم کسی را قطع هوس و ترک هوی کن، که درین راه چندان اثری نیست…

Continue Reading...

راه وفا پیش‌گیر، کان ز جفا خوش‌ترست

راه وفا پیش‌گیر، کان ز جفا خوش‌ترست گرچه جفایت خوش‌ست لیک وفا خوش‌ترست روی چو گل‌برگ تو از همه گل‌ها فزون کوی چو گلزار تو…

Continue Reading...

رند لب‌تشنه چرا جام شرابی نزند؟

رند لب‌تشنه چرا جام شرابی نزند؟ چون کسی بر جگر سوخته آبی نزند هر که خواهد که دمی جام کشد همچو حباب خیمهٔ عشق چرا…

Continue Reading...

رفتست عزیز من و مکتوب نوشتست

رفتست عزیز من و مکتوب نوشتست یوسف خبر خویش به یعقوب نوشتست شد نامهٔ محبوب خط بندگی من من بندهٔ آن نامه که محبوب نوشتست…

Continue Reading...