خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم

خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم هر چند کنی زنده، دگر بار بمیرم دانم که چرا خون مرا زود نریزی خواهی که به جان…

Continue Reading...

خوبان اگر چه هر طرفی می‌کشند صف

خوبان اگر چه هر طرفی می‌کشند صف تو در میان جان منی، جمله بر طرف حالا به پای‌بوس خیالت مشرفم گر دولت وصال تو یابم،…

Continue Reading...

خوبرویان چون به شوخی قصد مرغ دل کنند

خوبرویان چون به شوخی قصد مرغ دل کنند اولش سازند صید و آخرش بسمل کنند یا رب این سنگین‌دلان را شیوهٔ رحمی بده تا مراد…

Continue Reading...

خوشا کسی که درین عالم خراب‌آباد

خوشا کسی که درین عالم خراب‌آباد اساس ظلم فگند و بنای داد نهاد بیا بیا که از آن رفتگان به یاد آریم که رفته‌اند و…

Continue Reading...

در آفتاب رخش باده تاب انداخت

در آفتاب رخش باده تاب انداخت چه آب بود که آتش در آفتاب انداخت؟ هنوز جلوهٔ آن گنج حسن پنهان بود که عشق فتنه در…

Continue Reading...

دارم شبی که دوزخ از آن علامت‌ست

دارم شبی که دوزخ از آن علامت‌ست از روز من مپرس که آن خود قیامت‌ست یا رب! ترحمی که ز سنگ جفای چرخ ما دل‌شکسته‌ایم…

Continue Reading...

در کوی تو آمد به سرم سنگ ملامت

در کوی تو آمد به سرم سنگ ملامت مشکل که ازین کوی برم جان به سلامت نتوان گله کرد از جور و جفایی که تو…

Continue Reading...

در دل بی‌خبران جز غم عالم غم نیست

در دل بی‌خبران جز غم عالم غم نیست در غم عشق تو ما را خبر از عالم نیست خاک عالم که سرشتند غرض عشق تو…

Continue Reading...

در مجلس اگر او نظری با دگری داشت

در مجلس اگر او نظری با دگری داشت دانند حریفان که در آن هم نظری داشت هر لاله که با داغ دل از خاک بر…

Continue Reading...

دردمندم گر مرا درمان نباشد گو مباش

دردمندم گر مرا درمان نباشد گو مباش دردمندان تو را جان نباشد گو مباش گر غریبی بر سر کویت بمیرد گو بمیر ور گدایی بر…

Continue Reading...