چه حاصل گر هزاران گل دمد یا صد بهار آید؟

چه حاصل گر هزاران گل دمد یا صد بهار آید؟ مرا چون با تو کار افتاده است این‌ها چه کار آید؟ دلم را باغ و…

Continue Reading...

چه غم گر در سرم شوری‌ست از سودای گیسویت؟

چه غم گر در سرم شوری‌ست از سودای گیسویت؟ سر صد همچو من بادا فدای هر سر مویت تن چون موی را خواهم به گیسوی…

Continue Reading...

چو بخت نیست که شایستهٔ وصال تو باشم

چو بخت نیست که شایستهٔ وصال تو باشم به صبر کوشم و خرسند با خیال تو باشم به عشوه طلف گشودی به چهره خال فزودی…

Continue Reading...

چو از داغ فراقت شعلهٔ حسرت به جان افتد

چو از داغ فراقت شعلهٔ حسرت به جان افتد چنان آهی کشم از دل، که آتش در جهان افتد سجود آستانت چون میسر نیست می‌خواهم…

Continue Reading...

چو لاله سینهٔ من کاش پاره پاره کنند!

چو لاله سینهٔ من کاش پاره پاره کنند! به داغ‌های درون یک به یک نظاره کنند به پیش یار دلم را، چو غنچه، بشکافند به…

Continue Reading...

چو ترک من هوس مجلس شراب کند

چو ترک من هوس مجلس شراب کند هزار عاشق دل‌خسته را کباب کند خراب چون نشوم از کرشمه‌های کسی که در کرشمهٔ اول جهان خراب…

Continue Reading...

چون قامت آن سرو سهی کرد هلاکم

چون قامت آن سرو سهی کرد هلاکم سروی بنشانید روان بر سر خاکم رفتی و دلم چاک شد از دست تو دلبر باز آ و…

Continue Reading...

چیست پیراهن آن دلبر شیرین‌حرکات؟

چیست پیراهن آن دلبر شیرین‌حرکات؟ همچو سرچشمهٔ خضرست و بدن آب حیات این چه قدست و چه رفتار و چه شیرین حرکات؟ گوییا موج‌زنان می‌گذرد…

Continue Reading...

خدا را تند سوی من مبین چون بنگرم سویت

خدا را تند سوی من مبین چون بنگرم سویت تغافل کن زمانی تا ببینم یک زمان رویت ز خاک کوی من گفتی برو یا خاک…

Continue Reading...

حاش لله! کز رخت چشم افکنم سوی دگر

حاش لله! کز رخت چشم افکنم سوی دگر خوش نمی‌آید به جز روی تو ام روی دگر تازه گل‌های چمن خوش‌رنگ و خوش‌بویند، لیک گل‌رخ…

Continue Reading...