تو را گهی که نظر بر من خراب افتد
تو را گهی که نظر بر من خراب افتد دلم بس که تپد در من اضطراب افتد دلم به یاد لبت هر زمان شود بیخود…
جامهٔ گلگون، روی آتشناک از گل پاکتر
جامهٔ گلگون، روی آتشناک از گل پاکتر جامه آتشناک و رو از جامه آتشناکتر تا چو گل نازک تنش را دیدم، از جیب قبا سینهٔ…
جان خواهم از خدا، نه یکی بلکه صد هزار
جان خواهم از خدا، نه یکی بلکه صد هزار تا صد هزار بار بمیرم برای یار من زارم و تو زار دلا یک نفس بیا…
جان خوشست، اما نمیخواهم که جان گویم تو را
جان خوشست، اما نمیخواهم که جان گویم تو را خواهم از جان خوشتری باشد، که آن گویم تو را من چه گویم که آنچنان باشد…
جان من الله الله این چه تنست؟
جان من الله الله این چه تنست؟ نه تن توست بلکه جان منست این که گل در عرق نشست و گداخت همه از انفعال آن…
جان من، بهر تو از جان بدنی ساختهاند
جان من، بهر تو از جان بدنی ساختهاند بر وی از رشتهٔ جان پیرهنی ساختهاند بر گلت سبزهٔ عنبرشکنی ساختهاند از گل و سبزه عجایب…
جای آنست که شاهان ز تو شرمنده شوند
جای آنست که شاهان ز تو شرمنده شوند سلطنت را بگذارند و تو را بنده شوند گر به خاک قدمت سجده میسر گردد سرفرازان جهان…
جز بندگیم کاری از دست نمیآید
جز بندگیم کاری از دست نمیآید من بندهٔ فرمانم، تا دوست چه فرماید؟ تو عمر من و وصلت آسایش عمر من یارب! که رقیب تو…
جهان و هر چه درو هست پایدار نماند
جهان و هر چه درو هست پایدار نماند بیار باده که عالم به یک قرار نماند غنیمتی شمر، ای گل، نوای عشرت بلبل که برگریز…
چند نادیده کنی؟ آه! چه دیدی از ما؟
چند نادیده کنی؟ آه! چه دیدی از ما؟ نشنوی زاری ما، وه! چه شنیدی از ما؟ آخر، ای آهوی مشکین، چه خطا رفت که تو…





