به چه نسبت کنم آن سرو قد دلجو را؟
به چه نسبت کنم آن سرو قد دلجو را؟ هرچه گویم به از آن است، چه گویم او را؟ مشنو، از بهر خدا، در حق…
به صد امید هر دم گرد آن دیوار و در گردم
به صد امید هر دم گرد آن دیوار و در گردم بسی امیدوارم، آه! اگر نومید برگردم چه حسنست این؟ که از یک دیدنت دیوانه…
به روز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را
به روز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را که یاران در چنین روزی به کار آیند یاران را عجب خاری خلید از نوگلی در…
به ناز میرود و سوی کس نمینگرد
به ناز میرود و سوی کس نمینگرد هزار آه کشم یک نفس نمینگرد گهی به پس روم و گه سر رهش گیرم ولی چه فایده…
به یار بیوفا عمری وفا کردم ندانستم
به یار بیوفا عمری وفا کردم ندانستم به امید وفا بر خود جفا کردم ندانستم دل آزاری که هرگز دیده بر مردم نیندازد به سان…
به هر که قصهٔ دل گفتم دلش خونست
به هر که قصهٔ دل گفتم دلش خونست تو هم مپرس ز من تا نگویمت چونست منم که درد من از هیچ بیدلی کم نیست…
به نام ایزد، میان مردمان آن تندخو با ما
به نام ایزد، میان مردمان آن تندخو با ما چه خوش باشد که ما در گوشهای باشیم و او با ما ز بدخویی به ما…
بهر درد دل ما از تو دوایی نرسید
بهر درد دل ما از تو دوایی نرسید سعی بسیار نمودیم، به جایی نرسید ما اسیران به تو هرگز ننمودیم وفا که همان لحظه به…
بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالیست
بی تو هر روز مرا ماهی و هر شب سالیست شب چنین، روز چنان، آه! چه مشکل حالیست! هرگزت نیست بر احوال غریبان رحمی ما…
بی تو، چندان که محنتست مرا
بی تو، چندان که محنتست مرا با تو چندان محبتست مرا مردم و سوی من نمینگری بنگر کین چه حسرتست مرا رخ نهفتی، ولی به…





