ای چشم تو شوختر ز هر شوخ
ای چشم تو شوختر ز هر شوخ چشم از تو ندیده شوختر شوخ از نام دو چشم خود چه پرسی؟ این فتنهگر است و آن…
ای در دلم آتش عشق تو صد الم
ای در دلم آتش عشق تو صد الم هر یک الم نشانهٔ چندین هزار غم وصل تو زود رفت و فراق تو دیر ماند فریاد…
ای سر زلف تو کمند حیات
ای سر زلف تو کمند حیات نیست ز قید تو امید نجات آب حیاتی تو و خط بر لبت سبزهٔ تر بر لب آب حیات…
ای شهسوار حسن سرافراز کن مرا
ای شهسوار حسن سرافراز کن مرا ای من سگت، به سوی خود آواز کن مرا تا با تو راز گویم و فارق شوم دمی بهر…
ای شاه حسن جور مکن بر گدای خویش
ای شاه حسن جور مکن بر گدای خویش ما بندهٔ توایم بترس از خدای خویش خواهند عاشقان دو مراد از خدای خویش هجر از برای…
ای شده خوی تو با من بتر از خوی رقیب
ای شده خوی تو با من بتر از خوی رقیب روزم از هجر سیه ساخته چون روی رقیب گفته بودی که سگ ما ز رقیب…
ای شوخ، مکش عاشق خونینجگری را
ای شوخ، مکش عاشق خونینجگری را شوخی مکن، انگار که کشتی دگری را خواهی که ز هر سو نظری سوی تو باشد زنهار! مرنجان دل…
ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر
ای قامتت ز سرو سهی سرفرازتر لعلت ز هرچه شرح دهم دلنوازتر از بهر آن که با تو شبی آورم به روز خواهم شبی ز…
ای کجی آموخته پیوسته از ابروی خویش
ای کجی آموخته پیوسته از ابروی خویش راستی هم یاد گیر از قامت دلجوی خویش کعبهٔ ما کوی توست از کوی خود ما را مران…
ای کسانی که به خاک قدمش جا دارید
ای کسانی که به خاک قدمش جا دارید گاه گاه از من محروم شده یاد آرید تا کی از حسرت او خیزم و بر خاک…





