آمد آن سنگیندل و صد رخنه در جان کرد و رفت
آمد آن سنگیندل و صد رخنه در جان کرد و رفت ملک جان را از سپاه غمزه ویران کرد و رفت آن که در زلفش…
آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل
آمد بهار و خوشدلم از رنگ و بوی گل آن به که میکشم دو سه روزی به روی گل گل دیدهام، آرزوی کسی در دلم…
آن کمر بستن و خنجر زدنش را نگرید
آن کمر بستن و خنجر زدنش را نگرید طرف دامن به میان بر زدنش را نگرید خلعت حسن و کمر ترکش نازش بینید عقد دستار…
آن که از آب حیات آزرده میگردد تنش
آن که از آب حیات آزرده میگردد تنش کی توان دیدن به روز جنگ غرق آهنش؟ آن که بر دوشش گرانی میکند جیب قبا چون…
آه از آن شوخ که تا سر نشود خاک درش
آه از آن شوخ که تا سر نشود خاک درش بر سر عاشق بیچاره نیفتد گذرش ای که از عاشق خود دیر خبر میپرسی زود…
آه از آن ماه مسافر که نیامد خبرش
آه از آن ماه مسافر که نیامد خبرش او سفر کرده و ما در خطریم از سفرش رفتم و گریه کنان روز وداعش دیدم ای…
ای باد صبح منزل جانان من کجاست؟
ای باد صبح منزل جانان من کجاست؟ من مردم، از برای خدا، جان من کجاست؟ شبهای هجر همچو منی کس غریب نیست کس را تحمل…
ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمال
ای تو سرو چمن حسن و گل باغ جمال جلوهٔ حسن و جمالت همه در حد کمال با چنین حسن تو را ماه فلک چون…
آه و صد آه! که آن مه ز سفر دیر آمد
آه و صد آه! که آن مه ز سفر دیر آمد شمع خورشید جمالش به نظر دیر آمد گفت سوی تو به قاصد بفرستم خبری…
ای به خوبی از همه خوبان عالم خوبتر
ای به خوبی از همه خوبان عالم خوبتر شیوهٔ حسن و جمالت هر یک از هم خوبتر آدمی، گر یوسف مصرست، مانند تو نیست ای…





